پوشش رسانه ای کنسرت ها، نمایش و همایش ها، موسیقی هنری ایران

samandehi

logo-samandehi

مقالات

امتیاز کاربران

ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال
 

کارشناسی ارشد موسیقی و داستان اعلام نتایج آن

در روزی از روزهای سردی که می خواست کم کم به گرمی بگراید، سر جلسه امتحانی حاضر شدم که برای ثبت نام در آن مجبور شدم چندین بار به پست خانه بروم و دفترچه ثبت نام را بخرم که نشده بود ولی بالاخره موفق شدم در اداره پست چهارراه لشگر آن را پیدا کنم و در آن سرمای دی ماه با هزار زحمت دفترچه گفته شده را بفرستم.

ازهمه می پرسیدیم چه روزی امتحان داریم ولی کسی نمی دانست!!! و همه می گفتند در پیک سنجش اعلام می کنیم.

آقا ما، هی پیک سنجش خریدیم، هی خریدیم و خلاصه آرشیوی هر چند کوچک از آن درست کردیم، ولی خبری نبود. تا بالاخره یکی از دوستان که با ... دانشگاه ... !!! ارتباط داشتند با ما تماس گرفته و اعلام کرد که فلان روز برای گرفتن کارت ورود به جلسه فلان جا...!!!. ما از آنجایی که از سال قبل یک تجربه بی مزه از این جریان داشتیم زیاد دلمان را به آن خوش نکردیم، چون سال قبل ثبت نام کردیم و...

ولی وقتی برای گرفتن کارت ورود به جلسه مراجعه کردیم گفتند به دلایلی امسال امتحان این رشته برگزار نمی شود و ثبت مطالب مربوط به این امتحان در دفترچه اشتباه چاپی بوده!!!. القصه، بعد از چندی انتظار برای درک این نکته که آقا ما باید چه روزی برای امتحان مرحله اول بیاییم، دوباره همان دوست ما که با ... دانشگاه ... !!! ارتباط داشت زنگ زد‌(تلفن!)، و گفت فلان روز برای امتحان حاضر شویم. دوباره همان جریان سال قبل در ذهنمان تداعی شد و پیش خودمان گفتیم که با این چیزها نباید ... شد!!!.

رفتیم برای امتحانی که نمی دانستیم قرار است چه چیزهایی مورد پرسش قرار گیرد!!!.

خلاصه در آن روز ما چیزهایی دیدیم که داشتیم قد یک گوزن ٢٠٠ساله جنگلهای جنوب ماداگاسکار ... در می آوردیم!، از اول ورود به دانشگاه...تا آخرش که در اتاق آکوستیک و در حضور اساتید دیده شد و چه پرسشهای درستی که از ما پرسیدند و از بس بعضی از آنها درست بود ما ماندیم که چه جوابی بدهیم و... (اگر قبول نشدم حتما همه آنها را برایتان خواهم نوشت!!!). آقا ما رفتیم پی کار و زندگانیمان و پس از آن شاهکارهایی که دیدیم دیگر هیچ امیدی به قبولی نداشتیم که دوباره همان دوستی که با ... دانشگاه ... ارتباط داشت ... زد! و گفت: ((قبول شدی)).

ما دیگر تحمل این یکی را نداشتیم. بازهم امتحان؟ رفتیم و از موارد امتحان بی خبر این بار به صورت کتبی، همه را نوشتیم و پرسیدیم از کجا این بار بفهمیم!!! که قبول شدیم یا نه که گفتند: (((پیک سنجش)))!!!.

از آن روز حدود دو ماه میگذرد و همه رشته های کارشناسی ارشد حتی ثبت نام کردند ولی ما همچنان منتظر همان دوستی هستیم که با ... دانشگاه ... ارتباط دارد و بگوید بیا و امتحان مرحله سوم...!. گویا در زمانی که عده ای در صدد ضربه زدن به موسیقی ما هستند، خودمان (موسیقیدانان) هم این کاره ایم!!!. مطالب گفته شده گوشه ای از دیده ها و شنیده های من در این زمینه است که در آینده به طور کامل آن را شرح می دهم.

دی ماه ۱۳۸۰

ناشناس! از تهران

این مطلب را به اشتراک بگذارید

Submit to DeliciousSubmit to DiggSubmit to FacebookSubmit to Google PlusSubmit to StumbleuponSubmit to TechnoratiSubmit to TwitterSubmit to LinkedIn

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

آخرین مطالب