پوشش رسانه ای کنسرت ها، نمایش و همایش ها، موسیقی هنری ایران

samandehi

logo-samandehi

مقالات

امتیاز کاربران

ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال
 

 

موسیقی بومی ایران

 

در میان درس های تخصصی موسیقی در دانشگاه های موسیقی ایران، درسی با عنوان موسیقی بومی ایران گنجانده شده که به بررسی و تجزیه و تحلیل موسیقی محلی و مناطق مختلف ایران اختصاص دارد.

آنچه در خاطر دارم، کلاس های این واحد با دیدن و شنیدن آثار و اجراهای مختلف از کسانی که در استان های مختلف ایران به موسیقی محلی می پرداختند، می گذشت. استادمان محمد رضا درویشی، هر بار فیلم و یا اجرایی بر روی کاست برایمان می آورد و پس از صحبت در مورد آن، همگی مشغول دیدن یا شنیدن می شدیم. وقتی صدای سازی سکوت کلاس را می شکست،  پس از چند ثانیه، چهره ای که از آقای درویشی می دیدیم دیگر آنی نبود که می شناختیم. شاید با شنیدن آنها به نوعی خاطراتش را مرور می کرد. این حالت را نه تنها من، بلکه دوستان همکلاسی نیز متوجه شده بودند ولی نمی دانیم چرا تا مدتی همگی نمی خواستیم آن را عنوان کنیم. روزی یک اجرا از شیر محمد اسپندار نوازنده دونلی سیستان و بلوچستان برایمان می آورد. روزی از حاج قربان سلیمانی، از شاه میرزا مرادی، از عاشیق های آذربایجان، مراسم گواتی بلوچستان، زار در بوشهر و هرمزگان، از دراویش کردستان و کرمانشاهان، بخشی های خراسان و ... . و آنچه در او می دیدیم نوعی دلباختگی به چیزی بود که خود می دانست به زودی به فراموشی سپرده خواهد شد و برای دیدن و شنیدن آنها باید به آرشیو خود او مراجعه کنیم. از خاطرات ضبط ها و اینکه در بیابان و صحرا به دنبال چیزی می گشت که اگر برای کسی تعریف می کرد، وی را به دلخوشی و یا بیکاری متهم می کردند. از آن زمان یاد داشتهای بسیاری دارم که با دیدن آنها به یاد آن روزها چیزی در ذهنم به آواز در می آید ولی نامفهوم. نمی دانم چیست. شاید همه آنچه شنیده بودم باشد که در آن واحد در ذهنم مرور می شود، و این مطلب را خاطر نشان می کند که شاید روز زوال خیلی زودتر می رسد و اگر کمی بیشتر خوش خیال باشیم، دیگر حتی فرصت پشیمان شدن هم نداریم. آنچه از دست می رود را می بینیم. ما می دانیم که موسیقی محلی و بومی ایران با این روند روزگار خوبی نخواهد داشت. می دانیم و کاری نمی کنیم؟ تنها نقطه امیدواری همانا برگزاری جشنواره های موسیقی محلی است که آن نیز پنج یا شش روزه به سرانجام می رسند و باقی روزها بسان گذشته. باید کار کرد، نباید گذاشت امثال درویشی در این راه تنها بمانند. تنها ماندن را در چهره استادم مسعودیه دیدم. و در مراسم درگذشتش، محمد رضا درویشی همین را گفت. چیزی را گفت که می دانست شاید روزی خود به آن برسد.

در این جا، از طرف گروهی از فارغ التحصیلان و همچنین دانشجویان موسیقی دانشگاه های ایران اعلام می کنیم که در راه حفظ و حراست از فرهنگ، آیین و موسیقی مناطق مختلف ایران از هیچ کوششی دریغ نخواهیم کرد و امثال درویشی را یاری خواهیم رساند.

با سپاس

سه شنبه، یازدهم دی ماه هشتاد.

این مطلب را به اشتراک بگذارید

Submit to DeliciousSubmit to DiggSubmit to FacebookSubmit to Google PlusSubmit to StumbleuponSubmit to TechnoratiSubmit to TwitterSubmit to LinkedIn

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید