پوشش رسانه ای کنسرت ها، نمایش و همایش ها، موسیقی هنری ایران

samandehi

logo-samandehi

مقالات

امتیاز کاربران

ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال
 

سالنامه موسیقی، بهانه ای برای حرفهای شیدایی

یک، نه برای ادای وظیفه و نه از سر احترامی عادت شده، که به دلیل احساس نیاز، کلامم را با تشکر از دوست گرامی، جناب کلانتری آغاز می کنم. صحبت از نیازی دوجانبه است؛ نیاز من به ادای دین نسبت به جامعه ای که در آن نفس می کشم و نیاز جامعه به فضایی چنین که اگر چه دوست هنرمندمان، مبتکر آن نبوده، اما  در این بازار آشفته، جسارت ایجاد آنرا داشته: فضایی برای نقد کردن و به نقد کشیده شدن. پس ابتدا دست مریزادی برای او و امیدی بر تداوم آنچه آغاز شده است!

دو، هر چند به تداوم نقد و بحث معتقدم، اما ادامه بحث بر سر کار ارزنده سالنامه موسیقی، اثری دیگر از میر علی نقی را بر خود جایز ندانستم. نه از آن روی که بحث به بیراهه رفت یا ادامه ای برای آن متصور و حتی پایانی نیز برایش در نظر نیاورم. که چه پایانی از این آغاز خوش یمن، بهتر، که توانستیم در فضایی صمیمی، به نقد یکدیگر بپردازیم، کاری که حتی در سطح روشنفکران ما نیز انجامش محال می نماید. اما چند جمله ای در آخرین گفتار دوستم، مرا به حرفها و حدیثهای تکراری، اما همیشه گفتنی خواند، حرفهای شیدایی!

سه،  بحث بر سر سالنامه موسیقی مرا به یاد سوالاتی انداخت که مدتی است نه تنها از خود که از هر صاحب اندیشه ای نیز پرسیده ام: چرا هیچ نهاد قدرتمندی برای پژوهشی کم نقص و وسیع در حوزه های مختلف موسیقی پیش قدم نشده؟ نهادی رسمی تا شبهه اعمال سلیقه هم در آن نباشد. چرا هنرمندان ما به تلاش و کوشش یکی از خویش، کمتر وقعی می گذارند و چرا بارها و بارها در این حوزه به دوباره کاری و صد باره کاری می پردازیم؟ چرا هنرمندان ما از عضویت در گروه ها و اصناف پرهیز می کنند؟ جایگاه خانه موسیقی در این میان کجاست؟ چرا این خانه نتوانسته مأمنی برای اهل موسیقی باشد؟ چرا اغلب اعضای این خانه از کارکرد آن ناامیدند؟ تا کی به جای نقد کار و اثر یکدیگر به حذف شخصیت هم می پردازیم و تا چه زمان به جای پذیرش اشتباهات و در ازای پاسخ گویی هایی منطقی، به توهین و تحقیر منتقد می پردازیم و ....؟ و بیشمار سوال دیگر.

چهار، می توان از جانبی دیگر نیز به این موضوعات نگریست: چرا همواره از دولت و دولتیان انتظار داریم و برای آنچه به ما تعلق دارد، کمترین تلاشی نمی کنیم؟ چرا کمتر فردی از ما به حقوق پر بهای هنرمندان ارجی می گذارد و هر جا که بتواند برای پایین آمدن هزینه خود به کپی برداری غیر مجاز اثر او می پردازد و هیچگاه به حقی که زایل شده نمی اندیشد؟ چرا کمتر کسی از بین ما به سلایق و تفکر دیگران احترام می گذارد و تفاوت سلیقه ها را امری طبیعی نمی شمارد که اگر چنین نبود، هنر را این همه گونه گونی پدید نمی آمد؟ چرا خود در نقد هایمان به توهین روی می آوریم و نقد دیگری را بر نمی تابیم و باز از کم ظرفیتی دیگران می نالیم و هزاران چرای دیگر که قبل از آنکه پای بزرگانی چون صدا و سیما و سیاست گذاران را در میان آورد، ما را گیر خواهد انداخت؟

پنج، اما طرح این همه را چه فایده؟ گمان کردم شاید بتوان مسیر بحث را اندکی تغییر داد و با نگاهی دیگر ( به قول دوستمان: کلان تر)، مسایلی را به نقد نشست که بحث بر سر آنها می تواند ما را به نتیجه ای لااقل متفاوت با قبل برساند. اگر نقد پذیر نیستیم، اگر نگاهمان به اطراف، سیاه و سفید است و خاکستری ها را نمی بینیم، اگر در وادی هنر، مرید و مرادی را پیشه کرده ایم، اگر حقوق یکدیگر را پاس نمی داریم و اگرهای بیشمار دیگر، می توانیم با جدل بر سر آنها، لااقل خود، اینگونه نباشیم. در هر حال تمرینی خواهد بود برای آینده. قطعا این شروع بحث است، اگر رخصتی باشد و دوستی هنرمند و منصف، پیش قدم شود!

شوریده

دهم اردیبهشت ماه هشتاد و یک

این مطلب را به اشتراک بگذارید

Submit to DeliciousSubmit to DiggSubmit to FacebookSubmit to Google PlusSubmit to StumbleuponSubmit to TechnoratiSubmit to TwitterSubmit to LinkedIn

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

آخرین مطالب

یادداشت سردبیر

پربیننده ها

جشنواره موسیقی فجر سی و دو

کنسرت ها