پوشش رسانه ای کنسرت ها، نمایش و همایش ها، موسیقی هنری ایران

samandehi

logo-samandehi

مقالات

امتیاز کاربران

ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال
 

آوای ماندگار شجریان

معمولا افراط در تعریف و تمجید از کسی تبعات منفی در پی دارد به طوری که در بین اکثر افراد حساسیت برانگیز می شود. نمونه بارز این مساله را نگارنده حداقل در مورد دو نفر مشاهده کرده است. یکی زنده یاد دکتر علی شریعتی و دیگری شادروان سهراب سپهری. به همین جهت در نوشتن مقاله ای در مورد استاد شجریان تردید داشتم. اما چون روز اول مهرماه سالروز تولد ایشان است و از طرفی صدای آرام بخش، امید دهنده و تفکر برانگیز وی سهم زیادی در زندگی من، در غم ها و شادی های من داشته، تصمیم گرفتم با نگارش متنی در حد توان خود سپاسگزار زحمات استاد باشم. اینکه شجریان در کجای موسیقی ایران قرار دارد، اینکه او چه حق بزرگی بر گردن آواز ایران دارد، اینکه او چگونه به اشعار کلاسیک ایران جانی دوباره داده است و... مطالبی است که بارها تکرار شده است و من تخصص و شایستگی لازم را در پرداختن به این مسائل ندارم. فقط می خواهم به ذکر خاطراتی از تاثیر گذاری شجریان بر خود بپردازم. حدود پانزده ساله بودم که به حافظ و شجریان دلبستگی عمیقی پیدا کردم. البته نمی دانم اول به کدامیک علاقمند شدم، اما می دانم که حافظ و شجریان متقابلا علاقه ام را نسبت به دیگری تشدید می کردند یعنی هر چه بیشتر حافظ می خواندم تمایل بیشتری به شجریان پیدا می کردم و برعکس. از همان زمان که حافظ مطالعه می کردم مفاهیم بسیاری از ابیاتش را درک نمی کردم (البته اکنون هم همینطور است) یا تعدادی از غزل ها را اصلا مایل نبودم که بخوانم، اما با شنیدن همان ابیات و غزلها از شجریان درک من از همان ابیات یا علاقمندیم نسبت به آنها کاملا متحول می شد. به عنوان نمونه یکی از غزلیات حافظ که بسیار نسبت به آن بی علاقه بودم غزلی بود با مطلع، غلام نرگس مست تو تاجدارانند، خراب باده لعل تو هوشیارانند. اما وقتی این غزل را در نوار آذرستون شنیدم علاقمندیم نسبت به این غزل قابل وصف نبود. خاطره دیگر از نقش شجریان در امید بخشیدن وآرام کردن است. بارها درهنگام افسردگی با شنیدن یوسف گمگشته باز آید به کنعان غم مخور، آرام یافته ام. یا مثلا در نظر بگیرید که انسان به دلایل مختلف از جمله استشمام هوایی که سعدی و حافظ هم در آن استشمام کرده اند، عاشق بشود و فراق و هجران بسیاری را تجربه کند. در این صورت چه چیزی بیشتر از این تسلی دهنده است که از زبان شجریان بشنوید: حال از دهان دوست شنیدن چه خوش بود، یا از دهان آنکه شنید از دهان دوست. یا، غم زمانه خورم یا فراق یار کشم، به طاقتی که ندارم کدام بار کشم. یا، خستگان را چو طلب باشد و قوت نبود، گر تو بیداد کنی شرط مروت نبود. اگر چه نمی توان منکر نقش شاعر شد اما صدای شجریان این تاثیر را دوچندان می کند. البته همچنین حق آهنگسازان و نوازندگان را نباید نادیده گرفت که آن مجالی دیگر می خواهد. نکته ای که در پایان ذکر می کنم پاسخی به انتقاداتی است که نسبت به شجریان بیان می کنند. عده ای شجریان را فردی ثروت اندوز می گویند و عده ای او را مغرور می خوانند، عده ای وی را به دلیل مسائل خانوادگی و خصوصی مورد انتقاد قرار می دهند و عده ای دیگر به دلیل روابط سرد او با تعدادی از اساتید موسیقی ملامتش می کنند. بدون اینکه قصد توجیه کردن داشته باشم یا بخواهم موارد فوق را به طور کلی رد کنم (چون بنده سندی له یا علیه شجریان در بسیاری از موارد فوق ندارم، بنابر این واقعا نمی توانم قضاوت کنم) نظر من این است که، گل بی خار خداست. بیاییم منصفانه قضاوت کنیم یعنی نقاط ضعف و قوت شجریان( یا هر کس دیگر را) کنار هم بگذاریم و با توجه به برآیند حاصل او را ارزیابی کنیم. روزی در جواب دوستی که به سبب بعضی مسائل استاد لطفی را مورد انتقاد قرار می داد گفتم: این نقاط ضعفی که بیان می کنید از الطاف الهی است زیرا وقتی استاد لطفی چنان می نوازد که انسان را از خود بی خود می کند، در مقابل این همه کمال، اگر خداوند نقطه ضعفی برای او قرار نمی داد ممکن بود عده ای چنان شیفته او شوند که منجر به بت پرستی بشود. نوازنده و خواننده بسیارند، اما کسانی که ماندگار و جاویدان شوند معدودند. بی شک استاد محمد رضا شجریان یکی از همین افراد است. برای او و دیگر هنرمندان راستین ایران آرزوی سلامتی و طول عمر می کنیم.

ایاز رزمجویی (پدرام)

سی و یکم شهریور ماه هشتاد و یک

این مطلب را به اشتراک بگذارید

Submit to DeliciousSubmit to DiggSubmit to FacebookSubmit to Google PlusSubmit to StumbleuponSubmit to TechnoratiSubmit to TwitterSubmit to LinkedIn

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

آخرین مطالب

یادداشت سردبیر

پربیننده ها

جشنواره موسیقی فجر سی و دو

کنسرت ها

سی و یکمین جشنواره موسیقی فجر