پوشش رسانه ای کنسرت ها، نمایش و همایش ها، موسیقی هنری ایران

samandehi

logo-samandehi

مقالات

امتیاز کاربران

ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال
 

یادداشتی بر کتاب سروش مردم

در عرف کار تالیف یا ترجمه، برخی استانداردهای حداقلی باید رعایت شود تا اثر منتشر شده به عنوان کاری قابل قبول یا پذیرفتنی در جامعه فکری و فرهنگی پذیرفته شود. ضمن آن که در همین عرف، قاعده این است که کار تازه ای که انتشار می یابد، دانش جامعه و شهروندان و مطالعه کنندگان آن اثر را نسبت به موضوع مورد پژوهش یا تحقیق، ارتقا دهد و نکات تازه ای را درباره موضوع بیان کند. با همین دو معیار برشمرده شده فوق و با توجه به سابقه ای که مولف ـ مترجم کتاب سروش مردم از خود، چه در مقدمه و چه در اینجا و آنجا بیان کرده و خود را تحصیل کرده غرب و یکی از دانشگاه های معتبر انگلیس معرفی کرده است، می توان کتاب و مولف (نویسنده)، مترجم یاد شده را در ترازو قرارداد و ادعای وی را درباره این کتاب محک زد. یک: کتاب با معیارهای تالیف ـ ترجمه فاصله فراوان دارد. به تعبیر دقیق تر نویسنده تنها در انتهای کتاب از منابع مورد استفاده ذکری کرده است، در حالی که عرف معمول این گونه نوشته ها این است که ابتدا در هر صفحه وقتی از بخشی از یک منبع استفاده می شود، ابتدا و انتهای آن مطلب در گیومه قرار گرفته و در انتها نیز شماره ای ذکر شود و در نهایت نام منبع یا در پانوشت و یا در انتهای فصل آورده شود. آقای عرفان قانعی فرد در کتاب سروش مردم هیچ کدام از این راه ها را نرفته است، لذا خواننده سردرگم می ماند که کدام بخش از کتاب از منابع ذکر شده در آخر کتاب است و کدام بخش حاصل گفت و گو یا پژوهش های میدانی مولف/ مترجم درباره استاد شجریان. خوانندگان از نویسنده، محقق یا مترجمی که می نویسد: سالهاست قلم ز روی صدق و صفا گشته با دلم دمساز و من خسته و رنجور، با کوله باری از خوشه چینی و فیض بردن از محضر روندگان راه طریقت و پختگان پاکیزه سرشت، این راه قلم فرسایی را برگزیده ام و هیچ گاه هم حتی حال نیز هم، سر تسلیم به سختی، خرده گیری و سخن اغیار فرود نیاورده ام. و یا می نویسد که: شرف دست همین قلم و نوشتن است و بس!. انتظار دارند که با چنین کتاب آشفته ای روبه رو نشوند. دو: در مقدمه کتاب نویسنده، کتاب را ترجمه شده از کتابی دیگر نامیده است اما نام اصلی کتاب که قاعدتا باید انگلیسی باشد حتی در شناسنامه اثر هم وجود و بروزی ندارد. حال بماند که در همین مقدمه کوتاه و چندصفحه ای ایشان نه خود نویسنده و نه ناشر محترم و ویراستاران یا نمونه خوانان زیر مجموعه ناشر زحمت غلط گیریهای ساده را هم به خود ندادند. به چند نمونه از این اغلاط فاحش توجه کنید. دستگاه ظبطش- ضبطش (ص ۹)/ برسی- بررسی(ص ۱۱)/ همه جا خانه عشقست چه مسجد کشت- کنشت(ص ۱۳)/ خواهم شد به کوی مغان آستین فشان- شدن(ص ۱۳). سه: نگارنده آقای عرفان قانعی فرد را پس از مراسمی که خود وی برای استاد شجریان در نظر گرفته بود و البته بدون حضور استاد برگزار شد، در دفتر روزنامه دید. در دیدار اول به دل می نشست و تصویری نامطلوب، از خود بر جای نمی گذاشت، اما وقتی این کتاب را دید، سوابقی را که وی از تحصیلات و ارتباطات خود در دنیای فکری غرب بیان کرد، مرا به یاد این گفته معروف یکی از متالهان بزرگ مسیحی انداخت که می گفت رمز نجات آدمی در عمل کردن به این چهار عامل است: نه خود را فریب دهید و نه دیگران را و در کار خود صادق و جدی باشید. حال شاید آقای قانعی فرد خود را فریب نداده باشد و حتی در کار خود نیز جدی باشد، اما بعید می دانم که وی با انتشار این اثر دیگران را فریب نداده باشد و البته پا از جاده صداقت و انصاف هم بیرون ننهاده باشد. امید که این همه انرژی و دانش در آینده در مسیری چنین پرخطا نیفتد و ایشان که از غرب و دانشگاه های آن درس و مشق می آموزند، امانت داری در دانش را نیز در کارنامه  کاری آینده خود وارد کنند.

عبدالحسین مختاباد

ار: همشهری

بیست و هفتم خرداد ماه هشتاد و دو

این مطلب را به اشتراک بگذارید

Submit to DeliciousSubmit to DiggSubmit to FacebookSubmit to Google PlusSubmit to StumbleuponSubmit to TechnoratiSubmit to TwitterSubmit to LinkedIn

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید