پوشش رسانه ای کنسرت ها، نمایش و همایش ها، موسیقی هنری ایران

samandehi

logo-samandehi

مقالات

امتیاز کاربران

ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال
 

محمد صوفی به جای علی معلم در صدا و سیما

Ali_Moalem_small

چند هفته پیش اتفاق افتاد. جابجایی در مدیریت مرکز موسیقی رادیو و تلویزیون ایران. علی معلم پس از سال ها، جایش را به محمد صوفی داد. در زمان مدیریت علی معلم، اتفاقات زیادی در موسیقی تلویزیون و رادیو رخ داد. انتقادهای بسیاری از وی شد. مقاله ای در روزنامه جام جم به همین مناسبت درج شده بود که برای شما می آوریم.

واحد مرکزی خبر، جام جم: به استاد علی معلم دامغانی باید خسته نباشید گفت. او که در دوران مدیریتش بر مرکز موسیقی صدا و سیما، رشد کمی و کیفی قابل ملاحظه ای را در موسیقی پاپ به وجود آورد، چند هفته پیش جایش را به محمد صوفی داد. به معلم خدا قوت می گوییم و برای صوفی نیز آرزوی موفقیت می کنیم.

علی معلم

مدتها بود برخی اصحاب موسیقی در مصاحبه های خود با خبرگزاری ها و نشریات مختلف از وضعیت موسیقی در صدا و سیما گله می کردند و مرکز موسیقی سازمان را مسوول تمام ناکامی های موسیقی ایران می دانستند. کانون تمامی این انتقادات نیز طبیعتا کسی نبود جز ریاست این مرکز یعنی استاد علی معلم دامغانی. این گلایه های بعضا مغرضانه تا آنجا پیش رفت که سخنگوی خانه موسیقی داریوش پیرنیاکان در ریشه یابی مشکلات موسیقی به صراحت گفت: زمانی که مرکز موسیقی را دست یک شاعر می دهند، نتیجه اش این می شود که آدمهای دست چهارم پنجم دور هم جمع شوند!. پیرنیاکان از جمله منتقدانی است که قبلا نیز در مصاحبه ای، تلویزیون را در حال تیشه زدن به ریشه موسیقی، دانسته و از اهالی موسیقی استمداد کرده بود که به طور جدی با این معضل برخورد کنند!. در این میان، بازخوانی برخی از صحبتهای صریح استاد معلم در چند گفتگوی پراکنده، می تواند پاسخگوی بسیاری از انتقادات و منتقدانی باشد که در این سالها مرکز موسیقی صدا و سیما را هدف گرفته بودند.

موسیقیدانان امروز توانایی قدما را ندارند

موسیقی ردیف پشتوانه شعر و زبان ماست و کسی مثل من که به زبان اهمیت می دهد، امکان ندارد نقش این موسیقی را نادیده بگیرد. اما این را هم نباید نادیده گرفت که نوازندگان موسیقی سنتی ما از حد نوازنده های عادی فراتر نیستند. در گذشته اگر اتفاقی در موسیقی رخ می داد، به این دلیل بود که عرصه های حضور موسیقیدان ها زیاد بود. به همین علت احساساتی نظیر تفکر، شادی یا غم در موسیقی دستگاهی و ردیف ما بخوبی نمایان می شد؛ و تاثیر این احساسات نیز بر خوانندگان حس می شد اما امروز وقتی که ما فقط یک نفر را در ایران داریم که موسیقی ردیف بداند و بخواند که همان آقای شجریان است چه توقعی می شود از دیگران داشت؟ درست است که نوآورانی مثل آقای ناظری هم هستند که شیوه های قدما را نمی پسندند و شیوه های نوین شان هم بسیار ارزشمند هستند، اما هنر این افراد فقط مخصوص خودشان است و روزی که از کار هنری دست بکشند، بلافاصله این نوع موسیقی هم تعطیل می شود. بقیه ای هم که وجود ندارند! یا آنقدر دیر به میدان آمده اند که صدایشان آن شفافیت لازم را ندارد و یا سن و سالی ازشان گذشته است.

رسانه با نیمه رسانه فرق دارد

مردم ما فرق بین رسانه و نیمه رسانه را نمی دانند. تلویزیون و رادیو رسانه های همگانی هستند و نمی توانند هر چیزی را که قشری از مردم می پسندند، پخش کنند. رسانه ای مانند صدا و سیما باید روشی در پیش بگیرد که رضایت نسبی در سطح جامعه ایجاد کند. چیزهایی که قشر خاصی از مردم از صدا و سیما توقع دارند، مناسب بخشهای نیمه رسانه است. نیمه رسانه یعنی نوارفروشی ها یا فروشگاه هایی که افراد می توانند نوارهای موسیقی و دیگر محصولات فرهنگی دلخواهشان را تهیه کنند. این قشر خاص باید درک کنند که مردم ناگریزند از رسانه همگانی استفاده کنند. ما برای احترام به انسان ها مجبور هستیم که کج دارو مریز حرکت کنیم و این طور موسیقی پخش کنیم.

شاید هوش و گوش جوانان یاری نمی کند

موسیقی ایرانی میراث ماست و نگاه داشتن این موسیقی هم در صدا و سیما وظیفه من است. اما بنده معتقدم که این نوع موسیقی در بین جوانان استقبال نمی شود. حالا من نمی دانم که هوششان یا گوششان یاری نمی کند اما کسی چه می داند شاید روزی این طبایع عوض شود و شاید یک رجوع به خود در بین جوانان رخ بدهد. ما خودمان را در همه حال مسوول می دانیم و ماموریتمان روشن است و تمام کوششمان اگر چه ممکن است به نظر نیاید بر این است که موسیقی خوب تامین کنیم.

شصت در صد برنامه های تلویزیونی موسیقی می خواهند

در تشکیلات سازمان صدا وسیما، مرکز موسیقی وظایف خاصی دارد که مهمترینش تولید است؛ یعنی باید برای چندین شبکه تلویزیونی و رادیویی، برنامه تامین کند. ما در اینجا به آثار بی کلام و باکلام و از همه نوع موسیقی نیاز داریم: موسیقی کودک، موسیقی محلی، موسیقی مارش، موسیقی ارکستری، موسیقی سنتی و
از برنامه های تلویزیونی
شصت درصدشان موسیقی می خواهند و چهل درصدشان نمی خواهند. حالا این شصت درصد موسیقی شامل تیتراژ و میان برنامه و موسیقی بین برنامه ها و آهنگ اول و آخر می شود و هزار و یک موسیقی دیگر. اگر ما بپذیریم که صدا و سیما شبانه روز در حال کار است، آن وقت می فهمیم که موسیقی برای همه برنامه های آن تامین شده است، چون هیچ وقت موسیقی کم نداشتیم.

بیست و هفتم شهریور هشتاد و سه

این مطلب را به اشتراک بگذارید

Submit to DeliciousSubmit to DiggSubmit to FacebookSubmit to Google PlusSubmit to StumbleuponSubmit to TechnoratiSubmit to TwitterSubmit to LinkedIn

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

آخرین مطالب

یادداشت سردبیر

پربیننده ها