پوشش رسانه ای کنسرت ها، نمایش و همایش ها، موسیقی هنری ایران

samandehi

logo-samandehi

مقالات

امتیاز کاربران

ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال
 

HTML clipboard

یادی از ناصر فرهنگفر، نوازنده تنبک

Farhangfar Naser

استاد فرهنگ فر، که به درستی یکی از استادان قدر تنبک (ضرب) بود و در سال های پایانی زندگی تقریبا کوتاهش کمتر کسی قدرش را دانست، به سال هزار و سیصد و بیست و شش دیده به جهان گشودִ او به قدری تنها شده بود که روزی ازغم تنهایی چنین سرود: به سردروازه هستی نوشتیم، غم بی هم زبانی کشت ما را. علت آنکه یکی از نوارهایی که به مناسبت گرامیداشت ایشان درآمد و خلوت گزیده نام گرفت این بود که به گفته خود استاد، ایشان از جلوت رمیده و خلوت گزیده بودندִ این تنهایی و چند دلیل دیگر ایشان را آن چنان افسرده کرد تا سرآخر در سن پنجاه سالگی به تاریخ بیست و سوم مرداد هزار و سیصد و هفتاد و شش خورشیدی دیده ازجهان فرو بستִ

ناصر فرهنگفر

اگر بگویم که ایشان پس از پدر تنبک نوازی نوین ایران، یعنی زنده یاد استاد حسین تهرانی محبوب ترین سبک تنبک نوازی ایران را به وجود آورد سخنی به گزاف نگفته امִ او که خود شاگردی استادان بزرگی همچون حسین تهرانی و عبداله دوامی و نورعلی برومند را کرده بود، آنچنان استاد تنبک شد که جامعه هنری ایران او را صاحب سبک دانست و بعدها سبکش، سبک فرهنگ فر نام گرفتִ پدرش تارنواز و عمویش تنبک نواز بودندִ در اوایل نه سالگی آغاز به آموختن تنبک کردִ در نوجوانی به زورخانه می رفت و همین امر روی نحوه نواختنش تاثیر بسیار نمودִ او رسما از سال هزار و سیصد و پنچاه و یک، فعالیت هنری اش را آغاز کرد و آنرا تا هزار و سیصد و شصت و سه، ادامه دادִ در فاصله همین دوازده سال بود که سبکش را ترویج داد و دوستداران زیادی پیدا کردִ اما همان گونه که اشاره شد کم کم خانه نشین شد و کمی بعد نیز حتی تدریس تنبک را کنار گذاشتִ در اواخر زندگی اش که به دیدنش می رفتم و با هم صحبت می کردیم، از فانی بودن دنیا سخن می گفتִ یک روز به ایشان عرض کردم که استاد شما خیلی جوان هستید و زود است که این چنین ناامیدانه صحبت بفرمایید که در جواب فرمودند: من کارم را کرده امִ حالا نوبت شما جوانان استִ و بعد این شعر را ازحافظ برایم خواند: خلوت گزیده را به تما شا چه حاجت است... . شاید هم راست می گفت! سه روز پیش از مرگش ساعت دو بعد از نیمه شب به ما زنگ زد و با پدرم که به هرحال از دوستان قدیمی اش بود درد دل کرد و چند بیت از شعرها یش را براى پدرم خواندִ گویی وصیت می کرد!

یادش گرامی بادִ

شاگرد کوچکش، پیمان ناصح پور

http://nasehpour.tripod.com/peyman

 بیست و چهارم مرداد ماه هشتاد و دو

این مطلب را به اشتراک بگذارید

Submit to DeliciousSubmit to DiggSubmit to FacebookSubmit to Google PlusSubmit to StumbleuponSubmit to TechnoratiSubmit to TwitterSubmit to LinkedIn

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید