پوشش رسانه ای کنسرت ها، نمایش و همایش ها، موسیقی هنری ایران

samandehi

logo-samandehi

مقالات

امتیاز کاربران

ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال
 


ارکستر ملی و داستان های تکراری

ماجرای ارکستر ملی و فرهاد فخرالدینی و نوع مناسباتی که آهنگسازان و منتقدان و مخالفان با وی و ارکسترش دارند، آن داستان کهن را می ماند که: روزی خردمندی به همراه فرزندش با یک قاطر از میان شهری عبور می کردند. مردمانی که وی را سوار بر قاطر و فرزندش را پیاده دیدند، بر وی خرده گرفتند که تو چه پدر بیرحمی هستی که فرزند معصومت را پیاده و خود سواره طی طریق می کنی. مرد خردمند، چند گامی که جلوتر رفت، از قاطر پیاده و فرزندش را سوار بر حیوان کرد. هنوز چند گامی طی طریق نکرده بودند که گروهی دیگر از مردم شهر با اشاره به فرزند بر وی خرده گرفتند که چرا چنین بی احترامی ای را بر پدر و بزرگترش روا می دارد و خود گستاخانه بر قاطر سوار و پدر را پیاده به دنبال می کشاند.پدر و پسر چند گام جلوتر از قاطر پیاده شدند و قاطر را بدون سواری به دنبالشان کشاندند. چند گامی جلو نرفته گروهی دیگر از مردمان شهر در حالی که با خنده و استهزاء آنها را نشان می دادند، می گفتند: «چه پدر و پسر ابلهی که قاطری به این خوبی دارند، اما خود پیاده طی طریق می کنند. پدر و فرزند، چند گامی که جلو رفتند، هر دو بر قاطر سوار شده و به سمت بیرون شهر حرکت کردند. قاطر چند گامی جلو نرفته بود که گروهی دیگر از مردمان شهر در حالی که آنها را نشان می دادند، می گفتند: «چه پدر و پسر بیرحمی که با این سنگینی روی حیوان زبان بسته نشسته اند و...» مرد حکیم هنگامی که به بیرون شهر رسیدند، رو به فرزندش کرد و گفت: امان از حرف مردم». پس از گفتگوی همشهری با جناب فخرالدینی که گام پیش نهادند و به شکلی شفاف و بی پرده سخنان و پرسشهای ما را پاسخ دادند، از سوی برخی از اهل موسیقی پاسخهایی به این گفتگو رسید. همچنین آقای یوسف زمانی در تماسی با ما عنوان کردند که برخی سخنان و نکته ها و انتقادات به گفتگوی آقای فخرالدینی دارند که ما نیز خبرنگار همشهری را به سراغش فرستادیم تا آن نکات را بگویند. در همین جا باید از آقای فخرالدینی سپاسگزار بود که چنین فرصتی را اختیار موسیقی جدی (و البته روزنامه همشهری) قرار دادند تا اهل موسیقی، پس از مدتها درباره موضوعی خاص به نقد و گفتگو بنشینند. طبیعی است که دیکته نوشته شده بی غلط نیست. و البته باز هم طبیعی است که در این فضا، بخشی از اظهار نظرات بیش از آنکه علمی و برخاسته از نقدی منصفانه باشد با انگیزه ها، مسائل شخصی و... درآمیخته می شود و در نهایت به شکل نقد در می آید. برای نمونه سخنان آقای رشیدی درباره هارمونی و رهبری ارکستر، با توجه به اینکه اطلاعات ایشان در این باره، حداقل بر آگاهان موسیقی پوشیده نیست که تا چه پایه و مایه است، بیشتر اسباب تفریح اهل موسیقی را فراهم آورد و این البته نکته مثبت همین گونه جدلهای قلمی است که هر فرد باید حد و اندازه خود را بداند و در همان محدوده سخن بگوید. «هر سخن جایی و هر نکته مکانی دارد». همچنانکه سخنان آقای یوسف زمانی درباره ملودی ای که آقای فخرالدینی براساس پژوهشهای خود از عبدالقادر مراغه ای در سریال امام علی (ع) به کار بردند حاوی اساس و پایه ای نبود. به همین منظور ایشان را ارجاع می دهیم به صفحات هفتصد وبیست تا هفتصد و بیست و نه کتاب «نام نامه موسیقی ایران زمین» جلد سوم، تألیف آقای مهدی ستایشگر که در آن به شکل مبسوط درباره خاستگاه این ملودی و نیز تمامی مسائل آن و حتی نت خوانی اش به تفضیل و از زبان آقای فخرالدینی آمده است.  در همین باره، یکی از شماره های فصلنامه  ماهور نیز توضیحاتی را از زبان آقای فخرالدینی آورده است.یا آن سخن آقای یوسف  زمانی که گفته اند آکوردهایی را که در آهنگهای آقای فخرالدینی هست بهتر است منتشر کنند که این آهنگها (آهنگهای سریالهای سربداران، ابن سینا، چهارگاه برای ارکستر و آواز و چهار مضراب ویلن به همراه ارکستر و دیگر قطعات...) همگی در بازار موجودند و خوشبختانه آقای یوسف زمانی هم که خود را موسیقیدانی قابل می دانند و می توانند با همان گوش حساس خود این فواصل و آکوردها را درک و دریافت کنند و جامعه موسیقی نیز وامدار ایشان خواهند بود، اگر خلاف آنچه را که آقای فخرالدینی درباره آکوردهای خاص موسیقی ایران در کارشان اجرا کرده اند، به شکل صحیح و علمی ثابت کنند.

سیدابوالحسن مختاباد

نوزدهم شهریور هشتاد و دو

این مطلب را به اشتراک بگذارید

Submit to DeliciousSubmit to DiggSubmit to FacebookSubmit to Google PlusSubmit to StumbleuponSubmit to TechnoratiSubmit to TwitterSubmit to LinkedIn

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید