پوشش رسانه ای کنسرت ها، نمایش و همایش ها، موسیقی هنری ایران

samandehi

logo-samandehi

مقالات

امتیاز کاربران

ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال
 


چرا این قصر ویران شد؟

مدتها بود به دنبال آثار ارکسترال موسیقی ایران می گشتم، همچنین بدنبال سند و مدارکی از آثار نوشته شده در این زمینه. در هیچ کتابی اثری از نام آهنگسازان ایرانی نبود! به سختی در مصاحبه ها و صحبت با موسیقیدانان  می شد اسمی یا اطلاعاتی از دوران طلایی موسیقی ایران گرفت، دورانی که هنوز نفهمیدم چگونه به آن اوج رسید و چگونه به این نابودی! که حتی نامی هم دیگر از آثار آن زمان نمانده. روزگارانی که هربرت فون کارایان، ارکستر سمفونیک تهران را رهبری کرد! روزگاری که یهودی منوهین به رهبری سنجری، اثری از چایکوفسکی نواخت!، روزگار و دورانی که ارکستر با علی رهبری داشت، سنجری داشت و... نفهمیدم چگونه کشوری که چهل سال بود، موسیقی واقعی را می دید خود خالق بیژن و منیژه شد!؟ کشوری که رهبر ارکستر رانمی شناخت (که هنوز هم بعضی ها نمی شناسند!) صاحب سنجری، چکناوریان و رهبری شد!؟ چه زیبا می گفت علی رهبری: ایرانیان خیلی خوش شانسند! چون آدمهایی مثل اصلانیان بر حسب تصادف به ایران می آمدند، نه کسی زحمت کشید و نه کسی می دانسته این آدمها کیستند... ! راستی علی رهبری کجاست؟! کسی که بیست و هفت سی دی و دی وی دی، از ناکسوس دارد! لشگر لو کجاست؟ همان که کنسرتو های متعددی در نهایت قدرت نواخته! هوشنگ استوار کجاست؟ ثمین باغچه بان؟... کتاب آقای پژمان اکبرزاده هم که آمد داغها تازه شد! فهرستی از قطعاتی که بعضی، دیگر وجود خارجی ندارند! آنهایی هم که دارند به سرنوشت، مانی و مانا دچار شده اند! راستی اپرای تهران چه به سرش آمد؟ خوانندگان، آهنگسازان، بازیگرانش کجایند؟ چرا این قصر ویران شد؟ باز هم به این بحث ادامه خواهم داد تا کمی علامت سوالها کم شود! از شما دوستان و دوستداران موسیقی هم خواهش می کنم که در این بحث شرکت کنید.

نیم پرده

بیست و هفتم شهریور هشتاد و دو

این مطلب را به اشتراک بگذارید

Submit to DeliciousSubmit to DiggSubmit to FacebookSubmit to Google PlusSubmit to StumbleuponSubmit to TechnoratiSubmit to TwitterSubmit to LinkedIn

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید