×

هشدار

JUser: :_بارگذاری :نمی توان کاربر را با این شناسه بارگذاری کرد: 12
گفت و گو

گفت و گو (960)

این یک متن نمونه برای نمایش متن در قالب می باشد و این متن از طریق کنترل پنل جوملا قابل ویرایش و حذف می باشد .این یک متن نمونه برای نمایش متن در قالب می باشد و این متن از طریق کنترل پنل جوملا قابل ویرایش و حذف می باشد .این یک متن نمونه برای نمایش متن در قالب می باشد و این متن از طریق کنترل پنل جوملا قابل ویرایش و حذف می باشد .

طبقه بندي هاي فرزند

سرنوشت سند چشم‌انداز موسیقی

با لحاظ نظر ولی‌فقیه در موسیقی؛ مخالفان هم مجبور به تمکین هستند

به نظر می‌رسد"سند چشم‌انداز موسیقی ایران" سندی خواهد بود که در صورت تصویب بالاخره مسائل و چالش‌های مهم جامعه موسیقی مانند"نشان دادن ساز از تلویزیون"، "برخوردهای سلیقه‌‌ای با اهالی موسیقی" و بسیاری موارد دیگر را حل خواهد کرد و این نکاتی است که محمدحسین ایمانی خوشخو نسبت به آن خوش‌بین است.

به گزارش خبرنگار ایلنا؛ طی چند سال اخیر حرف و حدیث‌ها و حاشیه‌های بسیاری عرصه را برای اهالی موسیقی بیش از گذشته تنگ کرده است و شاید همین چالش‌ها باعث شده تا نهادی چون شورای عالی انقلاب فرهنگی برای سر و سامان دادن به وضعیت موسیقی ایران پا به میدان بگذارد. این شورا طی سه سال اخیر مشغول تنظیم "سند چشم‌انداز موسیقی ایران" است و ما در همین رابطه با محمدحسین ایمانی خوشخو (رئیس کمیسیون هنر و معماری شورای عالی انقلاب فرهنگی) که ریاست دانشگاه علم و فرهنگ را نیز برعهده دارد، گفتگویی در دفتر کار دانشگاه تحت امرش انجام دادیم که در ادامه می‌خوانید:

در هدایت و ساماندهی موسیقی کشور نهادهای مختلفی هستند که از نظر سازمانی نقش دارند. صداوسیما، وزارت ارشاد، بعضا حوزه هنری و کلا کسانی که از موسیقی و جلب نظر نظام استفاده می‌کنند، زیاد هستند

سند چشم انداز موسیقی ایران" با اصلاحاتی که روی آن انجام شده در مرحله نهایی قرار دارد و برای تصویب به کمیسیون هنر و معماری شورای عالی انقلاب فرهنگی که رئیس‌اش شما هستید آمده است؛ در حال حاضر چه مقدار از کار این سند باقی‌مانده و قرار است چه تغییراتی روی آن اعمال شود؟

وظیفه کمیسیون هنر و معماری پس از تاسیس این بود که قرار شد ساماندهی بستر وضعیت گونه‌‌های مختلف را انجام بدهد و ما بتوانیم اسنادی را به گونه‌ای طراحی کنیم که مسیر این هنر‌ها مسیر رو به رشدی باشد؛ و وحدت رویه در آنها ببینیم؛ و نقش و وظیفه دستگاه‌های مختلف تعریف شود؛ و با این تعریف نقش، به هم‌افزایی برسیم تا هنر که کلا یکی از شاخصه‌های اصلی فرهنگ ماست از این چندگانگی‌ها و بلاتکلیفی‌ها دربیاید. این جزو سیاسیت‌های کمیسیون بوده است.

در موسیقی مسیر همواری نداشتیم

ما در کمیسیون‌های تخصصی بحث را شروع کردیم و سال گذشته یکی از اینها نتیجه داد که آن هم سند معماری جمهوری اسلامی ایرانی بود. پس از یکی دو سال بحث و تبادل نظر نهایتا به صحن شورای عالی انقلاب فرهنگی رفت و به تصویب رسید و الان باید دیگر ابلاغ شده باشد.

مباحث دیگر نیز درباره سینما، موسیقی و هنرهای نمایشی بود. در حوزه سینما بحث‌ها جمع‌بندی شد و در کمیسیون مشورتی شورای انقلاب فرهنگی با حضور نمایندگان دستگاه‌های مختلف به بحث گذاشته شد؛ الان هم مراحل نهایی را می‌گذراند و تغییراتی هم که در معاونت سینمایی ارشاد صورت گرفته در حال بررسی است تا درنهایت در صحن علنی شورای عالی انقلاب فرهنگی در دستور کار قرار گیرد.

اما در موسیقی کار بسیار مشکل‌تر بود چون از جهات مختلف مسیر همواری نداشتیم. مهمترین بحث این بود که در هدایت و ساماندهی موسیقی کشور نهادهای مختلفی هستند که از نظر سازمانی نقش دارند. صداوسیما، وزارت ارشاد، بعضا حوزه هنری و کلا کسانی که از موسیقی و جلب نظر نظام استفاده می‌کنند، زیاد هستند. از طرفی ما بحث اشکال مختلف موسیقی را داریم که گستره متنوعی دارند و نظرات مختلفی درباره این رشته ها حتی در بین خود اهالی موسیقی نیز وجود دارد.

اگر بخواهیم زیر چتر نظام جمهوری اسلامی کار کنیم به هر حال نظر ولی فقیه در این مسائل ملاک است. در موسیقی هم ایشان نظرات خوبی در زمینه بحث‌های فقه داشتند که فکر کنم قرار است اینها مدون شود و ما آنها را ملاک قرار خواهیم داد

برای مثال موسیقی پاپ گستره بیشتری از موسیقی سنتی را دربرمی‌گیرد و ضمن اینکه موافقان بسیاری دارد مخالفان بسیار جدی را هم پیش روی خود می بیند. یک بخشی از اهالی موسیقی معتقدند موسیقی پاپ مخرب موسیقی سنتی کشورمان است و یک بخشی دیگر از هنرمندان می‌گویند هر کاری که در موسیقی دنیا می‌شود را می‌توانیم انجام دهیم و این موسیقی باید راه خودش را ادامه بدهد. این تقابل‌ها به اصل موسیقی که هنری متعالی شناخته می‌شود ضربه می‌زند.

نداشتن وحدت رویه برای اهالی موسیقی خوشایند نیست

همچنین بخش‌های مختلفی از کشورمان هستند که نظرات مختلفی دارند. این هم چیز جدیدی نیست و همیشه بوده؛ ولی در عمل این موضوع اختلاف نظرها و رویکردهای متفاوتی را از جلوه‌های عینی موسیقی در مناطق مختلف ایجاد می‌کند. خب این موضوع برای جامعه موسیقی چندان خوشایند نیست که ما وحدت رویه‌ای را نداشته باشیم.

مجموعه این عوامل باعث شد که کار کمی سخت‌تر پیش برود. ما سه سال قبل این کار را شروع کردیم و جلساتی را با بزرگان هنر موسیقی داشتیم که با پنج شش نفر از بزرگان موسیقی پنج شش جلسه برگزار کردیم. بحث این بود که یقینا همه مشکلات را نمی‌شود در این سند آورد؛ نوعا شورای انقلاب فرهنگی سیاستگذار است و در جزئیات وارد نمی‌شود. یعنی سیاست‌های کلی تصویب می‌شود و نهادهای اجرایی باید دنبالش بروند. برای مثال در سند معماری که بحث‌های زیادی داشت نهایتا با هفت هشت ماده به تصویب رسید و به شورای عالی شهرسازی ارجاع شد تا بقیه جزئیاتش را آنها بنویسند.

روی همین اصل ما نگاهی را در پیش گرفتیم تا موارد اساسی را درنظر بگیریم. ما پیش‌نویسی را آماده کردیم و دوستان دیگر در وزارت ارشاد و جاهای دیگر هم زحماتی در این زمینه کشیدند. الان همه اینها را ما در کمیسیون جمع‌آوری کرده‌ایم و در جلسه بعدی که با هیئت مدیره خانه موسیقی داریم بحثی در این زمینه انجام خواهیم داد؛ تا به سندی دست پیدا کنیم که نسبتا مقبولیت داشته باشد و چیزی نباشد که جامعه موسیقی بگویند نظر ما این نبوده؛ اینجا جایی‌ست که باید چنین اجماعی در آن صورت بگیرد.

شورای عالی انقلاب فرهنگی یک نهاد مرجع بالا‌سری است و همه دستگاه‌ها آنجا عضو هستند؛ مانند صداوسیما، ارشاد، حوزه هنری. مصوباتش این شورای نیز لازم‌الاجراست

ان شاءالله در چند ماهی که پیش روی داریم همفکری با دستگاه‌های اجرایی و هنرمندان خواهیم داشت تا حداقل اصولی که بتواند اختلافات و نگرش های متفاوت را به میزان برساند انجام بدهد.

مصوبات شورای انقلاب فرهنگی لازم‌الاجراست

همانطور که در اساسنامه شورای عالی انقلاب فرهنگی آمده مصوبات این شورای حکم قانون را دارد. اگر"سند چشم‌انداز موسیقی ایران" در صحن شورای به تصویب برسد آیا لازم الاجرا برای نهادهای مختلف مانند تلویزیون و ارشاد و سایر استان‌ها هست؟

به درستی اشاره کردید؛ شورای عالی انقلاب فرهنگی یک نهاد مرجع بالا‌سری است و همه دستگاه‌ها آنجا عضو هستند؛ مانند صداوسیما، ارشاد، حوزه هنری. مصوباتش این شورای نیز لازم‌الاجراست. مثلا در بحث سند توسعه آموزش پرورش، وزارت آموزش و پرورش بر همین مبنا دارد کار می‌کند. یا سند توسعه علم هم به همین صورت دارند کار می‌کنند. بنابراین در حوزه هنر هم مصوبات شورای انقلاب فرهنگی حکم قانون را دارد و همه دستگاه‌ها ملزم به اجرای آن هستند.

نوربخش و ریاحی نیز در کمیسیون هنر شورای انقلاب فرهنگی حضور دارند

پروسه بررسی"سند چشم‌انداز موسیقی ایران" چقدر زمان می‌برد تا به تصویب برسد؟

کارهای اساسی انجام شده است و می‌توان گفت ما هشتاد درصد کار را انجام داده‌ایم. این بیست درصد نهایی فقط یک تنظیم مجدد و ویرایش نهایی می‌خواهد و دنبال چک کردن آن با آدم‌هایی هستیم که نظرهایی در بخش‌های مختلف آن دارند. ما سعی می‌کنیم مشترکات این سه چهار جایی را که روی این موضوع کار کرده‌اند به تصویب کمیسیون برسانیم.

در کمیسیون ما رئیس خانه موسیقی(حمیدرضا نوربخش) و حسن ریاحی که از موسیقیدانان محسوب می‌شوند هم عضو هستند

به هر حال در کمیسیون ما رئیس خانه موسیقی(حمیدرضا نوربخش) و حسن ریاحی که از موسیقیدانان محسوب می‌شوند هم عضو هستند. در چند ماه اخیر با مستقر شدن دولت جدید ما این سند را در دستور کار شورای انقلاب فرهنگی قرار خواهیم داد تا به تصویب برسد.

سئوالی که برای اهالی موسیقی به وجود آمده این است که این پیش‌نویس توسط چه کسانی نوشته شده است؟

سندهای جداگانه‌ای توسط جاهای مختلفی تهیه شده است و مشترکاتشان هم کم نیست که ما آنها را درنظر گرفته‌ایم. مرکز بررسی‌های ریاست جمهور، خود ارشاد و دفتر موسیقی، و حتی یکسری از هنرمندان موسیقی هم در این زمینه کار کرده‌اند. ما هم در این سمت با آقای نوربخش که رئیس خانه موسیقی و معتمد ماست و بسیار در این پیش‌نویس نقش اساسی داشته‌اند کار کرده‌ایم. هنرمندان دیگری هم بوده‌اند که من خودم خیلی اختلافی بین اینها نمی‌بینم. ممکن است نکاتی در یکی باشد و در یکی نباشد منتهی روح حاکم بر پیش‌نویس همان مشکلاتی است که از آنها صحبت کردم.

روز شنبه در خانه موسیقی درباره سند چشم‌انداز گفتگو خواهیم کرد

در شورای انقلاب فرهنگی هم کمیسیون‌های تخصصی‌ بحث نهایی را انجام می‌‌دهند درست مانند مجلس شورای اسلامی. بحث روز شنبه ما هم در خانه موسیقی همین خواهد بود. یکی از دلایلی که سه سال این موضوع به طول انجامیده این بوده که ما عجله نداشته‌ایم تا سریعا چیزی را در بدون اطلاع دیگران تصویب کنیم. کمیته موسیقی در این بازنگرهای پایانی نقش خواهد داشت. من همواره گفته‌ام باید این موسیقی با پیشینه تاریخی‌اش باید حراست شود و به نحوی صحیح و درست در جایگاه اصلی خودش قرار بگیرد.

شما خودتان در یک دوره زمانی معاون امور هنری وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی بودید و با فضای موسیقی کاملا آشنا هستید؛ فکر می‌کنید با تصویب این سند بساط اتفاقات ناگوار که تبعات منفی مانند لغو کنسرت‌ها و اعمال نظرهای سلیقه‌ای را به دنبال دارند برچیده خواهد شد؟

تا حد زیادی بله. اینکه من چرا نگفتم صددرصد به این دلیل است که تا آنجا که بحث قانون و مشخص شدن یک مرجع قانونی می‌شود جواب مثبت است. شما می‌دانید در این سال‌ها استفاده‌های گوناگونی از موسیقی شده و موسیقی نقش مهمی داشته است. مثلا در دفاع مقدس موسیقی نقش اساسی داشته و در همین بحث انتخابات نیز برای تهیج مردم که در این مشارکت اجتماعی حضور داشته باشند موسیقی استفاده می‌شود. اما در جاهای مختلف اگر مسئله‌ای پیش بیاید قانون می‌تواند جلوی اختلاف نظرها را بگیرد. ولی بیست درصدی که من روی آنها تامل دارم به تدابیر مدیریتی بازمی‌گردد.

یقینا اگر این سند مراحل نهایی‌اش را طی کند تمام بزرگانی که در کشور هستند به عنوان یک سند قانونی آن را خواهند شناخت

هنر را تا حدی می‌شود در حد قانونی مشخص کرد اما مانند حقوق نیست که کاملا در بند قانونی بیاید. در زمانی که من در معاونت امور هنری بودم بسیار بر اصل تعامل هنرمندان مدیریت اعتقاد داشتم؛ و بسیاری از مسائل را با همین گفتمان‌ها و مذاکرات حل می‌کردیم. ولی باز این سند می‌تواند یک محمل قانونی باشد برای اینکه اختلافات را با ارجاع به این سند حل کند.

تمام بزرگان کشور این سند را به عنوان یک سند قانونی خواهند شناخت

ضمانت اجرایی چنین سندی چیست؟ در واقع چه ضمانتی وجود دارد شخصی مانند حجت‌الاسلام علم‌‌الهدی در مشهد یا هر فرد دیگری در سایر نقاط کشور که بنا به هر دلیلی نظرش را صائب می‌داند به این سند که حکم قانون را پیدا خواهد کرد؛ تمکین کند؟

به هر حال شورای عالی انقلاب فرهنگی منسوب مقام معظم رهبری است؛ جمع بیست سی نفره‌ای از بزرگان فرهنگ و هنر کشور و شخصیت‌های حقوقی که در آنجا هستند برایند نظرات آنها قانون می‌شود. ممکن است قانونی در زمینه‌ای از مجلس در بیاید و یک عده‌ای مخالف باشند اما بالاخره تمکین از قانون بحث مهمی است. یقینا اگر این سند مراحل نهایی‌اش را طی کند تمام بزرگانی که در کشور هستند به عنوان یک سند قانونی آن را خواهند شناخت. ولی مصادیق و جزئیاتش در این سند نمی‌آید. در فقه ما هم همین است و آن را ارجاع داده‌اند به نظرات کارشناسی. منتهی با تدابیری آقای دکتر صالحی(وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی) که در این زمینه دارند مشکلات به حداقل بسیار کمی خواهد رسید.

شورای عالی انقلاب فرهنگی منسوب مقام معظم رهبری است؛ جمع بیست سی نفره‌ای از بزرگان فرهنگ و هنر کشور و شخصیت های حقوقی که در آنجا هستند برایند نظرات آنها قانون می‌شود. ممکن است قانونی در زمینه‌ای از مجلس در بیاید و یک عده‌ای مخالف باشند اما بالاخره تمکین از قانون بحث مهمی است

در بحث‌های فقه موسیقی نظر ولی‌فقیه را ملاک قرار داده‌ایم

به هر حال یکی از مهمترین مسائل در این زمینه، فقه موسیقی است؛ شما تا چه حد در بحث فقه موسیقی وارد شده اید و مشکلات و اختلافات موجود را حل کرده‌اید؟

در بحث فقه موسیقی نظرات بسیار متفاوت است و مراجع مختلف در طی سده‌های مختلف نظرات متفاوتی داده‌اند. ولی اگر ما بخواهیم در این کشور زیر چتر نظام جمهوری اسلامی کار کنیم به هر حال نظر ولی فقیه در این مسائل ملاک است. آن جاهایی که جنبه اجتماعی پیدا می‌کند و قرار است عمومیت داده شود اگر مسائل فقهی باشد سعی می‌شود نظرات ایشان ملاک قرار داده شود. در موسیقی هم ایشان نظرات خوبی در زمینه بحث‌های فقه داشتند که فکر کنم قرار است اینها مدون شود و ما آنها را ملاک قرار خواهیم داد.

نشان دادن تصویر ساز در تلویزیون یکی از مواردی است که داریم رویش کار می‌کنیم

روی نشان دادن ساز از تلویزیون داریم کار می‌کنیم

در بحث نشان دادن تصویر ساز در تلویزیون هم آیا این سند راهگشا خواهد بود؟

نشان دادن تصویر ساز در تلویزیون هم یکی از مواردی است که داریم رویش کار می‌کنیم. یا مواردی که ممکن است اختلاف نظری وجود داشته باشد علی‌الظاهر می توان راهکارهایی را برایش پیشنهاد کرد. یقینا نمی‌خواهیم موسیقی محل اختلاف یک جمع باشد و هنر ذاتش اینگونه است که می‌خواهد همه را به هم نزدیک کند. زبان هنر زبان اتصال و زبان جمع است. ما باید جلسات کارشناسی را بزگرار کنیم. البته این جلسات تا هم‌اکنون هم بوده است. فکر می‌‌کنم برآیند این نظرات لطمه‌ای به موسیقی به خصوص موسیقی سنتی نخواهد زد.

"سند چشم‌انداز موسیقی ایران" در بحث موسیقی آموزش و پرورش هم نظراتی دارد؟

موسیقی در ذات بشر و تکوین خلقت نقش داشته است. ما در نظام طبیعت جلوه‌های موسیقی را می‌بینیم و این جلوه‌های موسیقی کارآفرینی‌های مختلفی داشته است. حتی در آواها و نواهای مذهبی بازهم موسیقی جایگاه والایی دارد. در اجرای قرائت‌های قرآن نیز قراء معروف با همین ردیف‌های موسیقی ایرانی به اجرا می‌پردازند. در بحث اذان هم همین طور است. بنابرین چنین مسئله‌ای در زندگی مردم جاری و ساری است. حتی در شب‌های عملیات همان مارش‌های موسیقی بود که بچه ها رو تهیج می‌کرد و نیروی‌شان را افزایش می‌‌داد. در دوران انقلاب نیز هنوز از خاطره‌انگیزترین موارد آن آهنگ‌های انقلابی است و مردم با آنها نوستالوژی دارند. بنابرین کم هستند کسانی به نقش موسیقی واقف نباشند. چگونگی استفاده از این هنر می‌تواند محل اختلاف باشد. بنابر این اگر ما تلاش جمعی انجام بدهیم بسیاری از مشکلاتی که خارج از موسیقی وجود دارد حل خواهد شد.

اگر وضعیت کمک آموزشی در زمینه موسیقی در آموزش پرورش تعریف شود آن وقت فارغ‌التحصیلان می‌توانند در آنجا جذب شوند

بحث موسیقی در مسائل کمک آموزشی"آموزش و پرورش لحاظ شده است

آیا ما به تناسب جامعه این تعداد فارغ‌التحصیل موسیقی نیاز داریم؟ رشته‌های دیگر هم همینگونه است. فرد می‌آید در رشته موسیقی فارغ‌التحصیل می شود اما کاری متناسب با رشته او در جامعه وجود ندارد. رشته‌های دیگر می‌توانند سریع تغییر شغل بدهند ولی فارغ‌التحصیلان هنر بسیار برایشان سخت است. فکر کنید اگر یک فارغ‌التحصیل نمایش یا سایر رشته‌های هنری تغییر شغل بدهد و راننده تاکسی شود از درون ضربه می‌خورد. خب یا آن زمینه درست نبوده یا ما نتوانست‌ ایم زمینه هایش را درست فراهم کنیم. به هر حال یک بازار بزرگ موسیقی در آموزش پرورش وجود دارد؛ اما استفاده درستی از این حوزه نمی‌شود.

اگر ما این موسیقی را به عنوان یک وسیله کمک آموزشی قرار دهیم چه می‌شود؟ منظور من استفاده‌های تفننی نیست. اگر وضعیت کمک آموزشی در زمینه موسیقی در آموزش پرورش تعریف شود آن وقت این فارغ‌التحصیلان ما می‌توانند در آنجا جذب شوند. وقتی ما بتوانیم با همکاری اساتید بزرگ در مسیری بزرگ حرکت کنیم خود به خود محصولات اصلی از محصولات غیراصلی تفیک می‌شوند و ما می‌توانیم دستاوردهای بزرگتری را از این هنر دریافت کنیم.

بحث موسیقی در حوزه آموزش و پرورش را هم لحاظ کرده‌اید؟

بله قطعا همین‌طور است. اگر دولت جدید مستقر شود قاعدتا ما با انگیزه بیشتر کار این سند را پیش خواهیم گرفت و بدون شک تا پایان امسال این سند به تصویب شورای عالی انقلاب فرهنگی خواهد رسید.

گفتگو: سعید اداک

در گفتگو با مهر مطرح شد؛

درخواست آذربایجان برای ثبت مشترک «کمانچه» پذیرفته شد

مدیرکل دفتر ثبت آثار فرهنگی و تاریخی گفت: درخواست آذربایجان برای پیوستن به پرونده ثبت جهانی کمانچه پذیرفته شده است.

فرهاد نظری به خبرنگار مهر گفت: پس از ارسال پرونده ثبت ملی کمانچه در فهرست میراث ناملموس توسط ایران به سازمان یونسکو، کشور آذربایجان درخواست داد که چون آن‌ها هم دارای ساز کمانچه هستند، این پرونده به صورت مشترک بین ایران و آذربایجان به ثبت برسد. ما هم این پیشنهاد را پذیرفتیم.

وی گفت: سال گذشته نیز  آذربایجان پرونده فرهنگ پخت نان‌های نازک را تهیه کرده بود و ما درخواست پیوستن به این پرونده را داشتیم و آن‌ها پذیرفتند. به این ترتیب باب جدیدی با کشورهای همسایه باز شده و ما هم علاقه‌مند هستیم که به این پرونده‌های مشترک بپیوندیم.

نظری با اشاره به اینکه طبق اعلام یونسکو هر کشوری تنها می‌تواند در سال یک پرونده در حوزه میراث ناملموس به ثبت برساند گفت: پیشنهاد کشور آذربایجان یک فرصت پیش روی ما می‌آورد چون پرونده های ثبتی مشترک، سهمیه ای را در یونسکو برای کشورها اشغال نمی‌کند یعنی با اعلام ضوابط جدید یونسکو، امسال می‌توانیم هم یک پرونده مستقل ثبت کنیم و هم یک پرونده مشترک. به این ترتیب سهمیه امسال ایران برای ثبت چوگان آزاد شد و ما می توانیم امسال پرونده چوگان را به صورت پرونده مستقل و ملی به نام ایران ثبت کنیم و در کنارش پرونده کمانچه را با همکاری اذربایجان به ثبت برسانیم.

مدیرکل دفتر ثبت میراث تاریخی و فرهنگی بیان کرد: هنر نواختن و ساختن کمانچه به صورت مشترک با آذربایجان ثبت می‌شود و اگر کشور دیگری درخواست پیوستن به این پرونده را نیز داشت می تواند در سالهای بعد به این پرونده ملحق شود. کشور آذربایجان نیز مانند ایران ساز کمانچه و کمانچه نوازان خوبی دارد اما آنها تنها یک نوع کمانچه دارند و ایران ۴ نوع کمانچه را در پرونده معرفی کرده است. به این ترتیب در سال ۲۰۱۷ پرونده «چوگان؛ بازی سوار بر اسب همراه با روایت گری و موسیقی» به صورت مستقل و ملی و پرونده «هنر ساختن و نواختن کمانچه» به صورت مشترک با آذربایجان به ثبت جهانی می‌رسد.

وی افزود: امسال در بخش میراث تاریخی یونسکو پرونده بافت تاریخی یزد به ثبت جهانی می رسد اما در بخش میراث طبیعی امسال پرونده ای به نام ایران ثبت نمی شود.

ادامه مطلب...

پیشکسوت موسیقی کشورمان با اشاره به روند تدوین پروژه «ردیف موسیقی سنتی ایرانی» از نابسامانی و شرایط فعلی توجه مدیران هنری به پیشکسوتان فرهنگ و هنر سخن گفت.

حاتم عسگری در گفتگو با خبرنگار مهر با اشاره به تازه ترین فعالیت های موسیقایی خود بیان کرد: زمانی که زنده یاد داریوش صفوت در قید حیات بود مجموعه آلبوم آموزشی «ردیف موسیقی سنتی ایرانی» به روایت و آواز من و همراهی تار این هنرمند ارزشمند موسیقی را تولید کردیم که این پروژه با توجه به حجم گسترده ای که دارد بعد از درگذشت ایشان نیز ادامه پیدا کرد و طی ماه های اخیر با بهمن کاظمی این پروژه را ادامه می دهیم که تصور می کنم می تواند برای علاقه مندان و پژوهشگران موسیقی آثار قابل اعتنایی باشد.

وی ادامه داد: البته قبل از موسیقی دستگاهی، ما موسیقی مقامی داشتیم که دربرگیرنده ۱۲ مقام بود که هر یک از آنها دارای ابعاد گوناگون و ارزشمندی است که می توانیم از آنها بهترین استفاده را کنیم. من احساس می کنم کار روی چنین فضایی جزو بایدهای موسیقی ایرانی است که امیدوارم عمر این دنیا اجازه دهد تا بتوانم آن را به کمک دیگر هنرمندان به سرانجام برسانم. من همان طور که قبلا هم اشاره کردم دیگر در ۸۴ سالگی نیازی به این کارها ندارم به همین منظور آنچه که انجام می دهم تلاشی برای حفظ موسیقی این سرزمین است که امیدوارم مورد استفاده علاقه مندان و پژوهشگران قرار گیرد.

این مدرس و پژوهشگر برجسته موسیقی ایرانی افزود: مدتی است از سوی مدیران و سیاستگذاران عرصه فرهنگ و هنر کسی سراغ ما را نمی گیرد حتی زمانی که در بستر بیماری بودم هم عزیزی حال و احوالی از ما نگرفت. نمی دانم شاید که اگر چهره مشهورتری بودم عزیزان توجه بیشتری به ما می کردند اما عیب ندارد همین که در این سن می توانم همچنان کار کنم و از این کار کردن هم لذت ببرم جای شکر و سپاسگزاری دارد. به هرحال تا بوده همین بوده است. من که از فردوسی بیشتر نیستم، با او که فردوسی بود بدترین رفتارها شد حالا من که حاتم عسگری هستم و خیلی ها من را نمی شناسند پس بیهوده نباید توقعی از کسی داشته باشم.  

مدتی است از سوی مدیران و سیاستگذاران عرصه فرهنگ و هنر کسی سراغ ما را نمی گیرد حتی زمانی که در بستر بیماری بودم هم عزیزی حال و احوالی از ما نگرفتاین استاد و پژوهشگر در بخش پایانی صحبت های خود گفت: طی سال های اخیر تمرکز روی گروه‌بازی و تیمی بودن تبدیل به یکی از آفت های مهم حوزه موسیقی شده و من و بسیاری دیگر از هنرمندان موسیقی سرزمین ایران که جایگاهی در این فضاهای گروهی نداریم طبیعی است که در کانون توجهات جایی نداشته باشیم. من باز هم تاکید می کنم که از کسی گله ای ندارم و همین که می توانم خدمتی برای موسیقی ایران انجام دهم برای من مهم است که امیدوارم بتوانم تا جایی که جان در بدن دارم در این کار حضور داشته باشم. این ویژگی تاریخ است که افرادی مانند من زود فراموش می شوند.

حاتم عسگری از هنرمندان پیشکسوت موسیقی ایرانی است که از سال ۵۵ با عنوان استاد ردیفِ آوازی وزارت فرهنگ و هنر و پس از آن استادیار دانشگاه هنر و دانشگاه تهران به آموزش ردیف آوازی موسیقی ایران پرداخت.

عسگری که دارای نشان درجه یک هنری وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی است دارای مدرک معادل دکترای ردیف آوازی موسیقی ایران نیز است.

مجموعه آلبوم آموزشی «ردیف موسیقی سنتی ایرانی» به روایت و آواز حاتم عسگری و همراهی تار زنده یاد استاد داریوش صفوت از جمله آثار این هنرمند در عرصه موسیقی است.

ادامه مطلب...

یونسکو ساز کمانچه را مشترکا به نام «ایران» و «آذربایجان» ثبت می‌کند/ پرونده «عود» برای ثبت جهانی به یونسکو رفت

پس از اعتراض جمهوری آذربایجان به ثبت کمانچه به نام ایران در فهرست میراث ناملموس جهانی به سازمان یونسکو، قرار شده تا این ساز فولکوریک-کلاسیک آرشه‌ای ایران، مشترکا به نام «ایران» و «آذربایجان» ثبت شود.

به گزارش خبرنگار موسیقی فارس، پس از ثبت ساز «تار» به نام جمهوری آذربایجان در یونسکو و عدم اعتراض مسئولین فرهنگی و سکوت‌نهادهای صنفی، خانه موسیقی برای جلوگیری از اتفاقات مشابه با همکاری سازمان میراث فرهنگی اقدام به تشکیل کارگروهی برای ثبت ساز کمانچه در سازمان یونسکو کرد.

فروردین ماه گذشته در رسانه ها اعلام شد که پرونده ساز کمانچه به نام ایران در سایت یونسکو درج شده است تا برای میراث ناملموس سال ۲۰۱۷ مورد بررسی و ثبت قرار گیرد. اما بعد از این اقدام، جمهوری آذربایجان به ثبت کمانچه به نام ایران در فهرست میراث ناملموس جهانی به سازمان یونسکو اعتراض کرد و ثبت این پرونده را با چالش مواجه کرد.

حمیدرضا عاطفی مدیر اجرایی خانه موسیقی ایران درباره آخرین وضعیت این پرونده به خبرنگار موسیقی فارس،‌گفت: اعتراضی که جمهوری آذربایجان کرد متاسفانه موثر واقع شد و یونسکو تصمیم گرفت تا این ساز را مشترکا به نام «ایران» و «آذربایجان» ثبت کند. البته هنکام ثبت مشترک بر اساس حروف الفبا نام کشورها را می‌نویسند که بر این اساس بایستی نام آذربایجان اول نوشته می‌شد که با رایزنی‌های صورت گرفته قرار شده تا نام ایران اول بیاید.

وی درباره ثبت سازهای دیگر موسیقی ایران در یونسکو نیز گفت: در حال حاضر برای عود نیز اقداماتی انجام شده تا ثبت جهانی شود االبته سوریه، عراق و لبنان در خصوص ساز عود مدعی هستند اما ما زودتر اقدام کردیم و پرونده را به یونسکو فرستادیم که در آینده‌ نتیجه آن مشخص می‌شود.

ادامه مطلب...

شجریان همیشه در صدر است

سالار عقیلی که طی سال‌های اخیر همواره در مناسبت‌های مختلف سیاسی آثارش یکی از موسیقی‌های ثابت برنامه‌های مختلف بوده و هست از این نوع استفاده‌ها ابراز بی‌اطلاعی می‌کند و معتقد است؛ فرادی می‌خواهند آثارش را سیاسی جلوه دهند و این کار همواره بدون اجازه او صورت گرفته است.

به گزارش خبرنگار ایلنا، طی نظرسنجی که یکی از نشریات کشورمان درباره برترین آلبوم‌های موسیقی سنتی سال ۹۵ انجام داد، آلبوم"از تنهایی گریه مکن"سالار عقیلی بالاتر از آثار موزیسین هایی چون محمدرضا شجریان و پرویز مشکاتیان در رتبه اول قرار گرفت. این تاکیدی بر پرمخاطب بودن صدای سالار عقیلی در میان مردم است. هر چند او از محمدرضا شجریان به عنوان مرد اول موسیقی آوازی ایران یاد می کند اما این روزها به واسطه کنسرت‌های متعدد و پخش مکرر صدای سالار عقیلی از رادیو و تلویزیون، عملا آثار او بیشتر از شجریان به گوش مردم می‌رسد. با سالار عقیلی که این روزها یکی از پرمخاطب‌ترین موزیسین‌های موسیقی سنتی ایران است پیرامون موضوعاتی چون"بهره‌برداری سیاسی از آثارش"، "کسب رتبه اول برترین آلبوم سال ۹۵" و برخی مسائل دیگر گفتگو کرده‌ایم که در ادامه می‌خوانید:

جایگاه استاد شجریان بالا و دست‌نیافتنی است

آلبوم «از تنهایی گریه مکن» با صدای شما در نظرسنجی ماهنامه تجربه به عنوان بهترین آلبوم موسیقی سنتی سال ۹۵ انتخاب شد؛ در واقع این آلبوم بالاتر از آلبوم‌های «طریق عشق» از محمدرضا شجریان و پرویز مشکاتیان، آلبوم «مست و هوشیار» اثر حمیدرضا نوربخش و داریوش پیرنیاکان گرفت؛ نظر شما درباره این انتخاب و اتفاق چیست؟

مسلم است که از انتخاب این آلبوم به عنوان اثر برگزیده سال ۹۵ خوشحال هستم. اما این نکته حائز اهمیت است که این اساتید از پیشکسوتان من هستند ؛ به ویژه استاد شجریان که برای من و همه فعالان عرصه موسیقی ایرانی در دوره معاصر، نقش استادی دارند. استاد شجریان در جایگاه استادی من هستند از همین‌رو این عنوان را با ارادت بسیار برای ادای احترام و بجا آوردن رسم شاگردی به استاد تقدیم کنم و امیدوارم به برکت سال جدید و دعای دوستان، خسروی آواز ایران سلامتی‌ کامل‌شان را به دست بیاورند و برای ما دوباره آواز بخوانند.

عنوان خسرو آواز ایران را با ارادت بسیار برای ادای احترام و بجا آوردن رسم شاگردی به استاد تقدیم می‌کنم و امیدوارم به برکت سال جدید و دعای دوستان، سلامتی‌ کامل‌شان را به دست بیاورند و برای ما دوباره آواز بخوانند

زمانی که متوجه شدم نامم در کنار نام بسیاری از بزرگان موسیقی ایران به چشم می‌خورد در ابتدا دو دل بودم و اگر دست من بود و برگزارکنندگان محترم اجازه می‌دادند ترجیح می‌دادم که در این رده‌بندی تغییر ایجاد کنم تا نام خسرو آواز ایران آنطور که زیبنده است مثل همیشه در صدر قرار داشته باشد. جایگاه آقای شجریان بسیار بالا و دست نیافتنی است و این جایگاه و آلبوم «میهن» را که اخیرا در همکاری با استاد محمدجلیل عندلیبی منتشر شده به استاد تقدیم می‌کنم و این برایم افتخار و سربلندی است.

در مجموع سال ۹۵ سال بسیار بدی به دلیل از دست دادن بسیاری از هنرمندان بود؛ هنرمندانی مانند حسن جوهرچی، علی معلم، حبیب محبیان، خسرو شجاع‌زاده و برخی دیگر از بازیگران خوب سینما و تئاتر و همچنین افشین یداللهی عزیز که در سانحه تصادف فوت شدند و هنوز باورش برای من سخت است و نمی‌توانم با این موضوع کنار بیایم. از خداوند متعال خواستارم قدرتی به من اعطا کند تا بتوانم مجددا آثار او را روی صحنه برای مردم اجرا کنم چراکه واقعا برایم سخت است و نمی‌توانم کلمه زنده‌یاد را برای افشین یداللهی عزیز به کار ببرم.

راه را صحیح رفته‌ام

سال ۹۵  از لحاظ حرفه‌ای در کارنامه شما سال مهمی بود؛ در شرایط کنونی شما ازجمله خوانندگانی هستید که از صدایتان در بین مردم پذیرفته شده و حتی مجموعه دولت و رسانه ملی نیز به شما و آثارتان کاملا اعتماد دارند. خوددتان دلیل این حس اعتماد را چه می دانید؟

این موضوع می‌تواند دلایل مختلفی داشته باشد. اما مهمترین دلیل آن این است که من راه را درست و صحیح رفته‌ام و همیشه سعی کرده‌ام با مردم روراست باشم و یک رنگی را پیشه کردم. یک رنگ بودن با مردم و در واقع همان که هستی را به مردم نشان دادن، بسیار مهم است؛ بخصوص اینکه ما کارهای ملی، میهنی و حماسی بسیاری انجام داده‌ایم و مردم هم عاشق وطن و کشورشان هستند و به کارهای ملی و میهنی علاقه دارند و این اتفاق باعث شده که در سلیقه و قلب مردم شریک و سهیم باشیم.

مردم عاشق وطن و کشورشان هستند و به کارهای ملی و میهنی علاقه دارند و این اتفاق باعث شده که در سلیقه و قلب مردم شریک و سهیم باشیم

مردم همیشه به ما لطف داشته‌اند و با آثارم ارتباط برقرار کرده‌اند و از طرفی من‌هم همیشه مردم را دوست داشتم و به آن‌ها احترام گذاشته‌ام و اگر کاری خواندم  برای این ملت بوده و سعی کردم آن را به نحو احسن انجام دهم؛ من معتقدم هنرمندی که با مردم نباشد از بین خواهد رفت و باید در همه کارها اول به مردم فکر کرد.

هنر یک ذات پاک می‌خواهد؛ اگر اشعار مرحوم یداللهی در قلب مردم رخنه کرده به دلیل این است که ذات، نهاد و سرشت این فرد پاک بود و وقتی هنرمند ذاتش پاکش باشد در تمامی رشته‌های هنر کاری که انجام می‌دهد لاجرم بر دل مردم می‌نشیند و با آن ارتباط برقرار می‌کنند. . اگر با مردم یک رو و یک رنگ باشی مردم هم تو را می‌پذیرند، فردی که وارد هنر می‌شود پس از چندی مسیرش مشخص می‌شود و مردم این را متوجه می‌شوند. تمام کارهایی را که از آثار مرحوم افشین یداللهی خوانده‌ام، در دل مردم رخنه کرده و ماندگار شده و این نشان دهنده ذات پاک مرحوم افشین یداللهی است.

ای‌کاش رفتن مرحوم یداللهی یک شوخی بود

باوجود اینکه بخشی از منتقدان موسیقی ایرانی از اینکه این موسیقی کاملا در خدمت شعر است، ناراضی هستند اما به‌نظر می رسد مثلث شعر، صدای شما به عنوان خواننده و ملودی در اجراهایتان همگونی خوبی دارند. این همگونی تا چه حد فکر شده است؟

شعر و موسیقی مکمل یکدیگرند؛ ما نمی‌توانیم هیچ‌کدام را بالاتر و برتر از دیگری بدانیم. گاهی اوقات یک شعری را به خاطر شعر بودنش می‌سرایید و شاعر فقط به خاطر اینکه یک شعر را خلق کند، شعر را سروده است. اما گاهی اوقات شاعر شعری را می‌سراید که روی یک موسیقی کار شود؛ وقتی شعری برای موسیقی گفته شده موسیقی باید در خدمت آن باشد؛ برای مثال ما قرار است در منزل از ده مهمان پذیرایی کنیم و منزل را برای پذیرایی از این مهمانان آماده و مرتب می‌کنیم اما زمانی هم هست که مهمان ندارید اما منزل را مرتب می‌کنید.

اگر شعری برای موسیقی گفته می‌شود مسلما در اینجا موسیقی بر شعر ارجح‌تر است. گاهی اوقات نیز موسیقی برای شعر آماده می‌شود و معمولا در گذشته هم به این صورت بوده که در ابتدا شاعری شعری را می‌سروده و بعد آهنگساز براساس آن شعر موسیقی را تنظیم می‌کرده است. اشعار حافظ و سعدی را ببینید یک وزن خاصی در آن‌ها مستتر است و ریتم دارد؛ یعنی براساس وزن شعر می‌توان ملودی برای آن آماده کرد.

اما زمانی‌که یک ملودی برای شعری آماده شود قطعا پشت آن  فکری وجود دارد و این بسیار مهم است. به هر حال معتقدم شعر و موسیقی مکمل یکدیگرند و هرکدام اگر نباشد یک جای این چرخه ایراد دارد. اما برای من بسیار جالب بود وقتی ترانه‌های زنده‌یاد افشین یداللهی را اجرا می‌کردم اولین سوال شنونده و مخاطب این بود که شاعر این ترانه‌ها کیست و خیلی ساده از کنار آن نمی‌گذشتند.

بعد از دکتر شفیعی کدکنی برای من دکتر افشین یداللهی از شعرای بنام این مملکت بود و نمی‌دانم بعد از این ما چه باید بکنیم و چه کسی می‌آید که این شعرها را برای‌مان بگوید

بعد از دکتر شفیعی کدکنی برای من دکتر افشین یداللهی از شعرای بنام این مملکت بود و نمی‌دانم بعد از این ما چه باید بکنیم و چه کسی می‌آید که این شعرها را برای‌مان بگوید. من ۱۶ اثر از مرحوم یداللهی را اجرا کردم و الان یک ضلع مثلث ما درهم شکسته و از این موضوع بسیار ناراحت هستیم و به بابک زرین می‌گویم، رفتن افشین یک شوخی است!!

موسیقی پاپ را وارد کارم نکرده‌ام

آثار شما در فضای موسیقی ایرانی با حال و هوای حماسی، عاشقانه و عارفانه بسیار شنیده شده؛ اما بسیاری معتقدند موفقیت شما با وجود اینکه کارتان در حوزه موسیقی سنتی قرار دارد به سمت موسیقی پاپ متمایل است، و در کنار غنا و هنر و تکنیک موسیقی ایرانی از برخی المان‌های موسیقی پاپ نیز استفاده می کنید. برخی از همین منتقدان بر این باورند که شاید استفاده از این پارامترها در کنار یکدیگر یکی از رموز ماندگاری سالار عقیلی است. نظر شما در این باره چیست؟

من موافق این نظرات نیستم و به هیچ‌وجه موسیقی پاپ را وارد موسیقی خودم نکرده‌ام و آنچه شما می‌شنوید موسیقی تیتراژ است. موسیقی تیتراژ یک نوع از موسیقی است که نه پاپ محسوب می شود و نه سنتی؛ و برای خود یک ژانر مخصوص به حساب می آید که برای سریال و تیتراژ است. متاسفانه این نکته‌ای است که خیلی‌ها به آن توجه نمی‌کنند. ما گذشته از ژانرهای مختلف موسیقی مانند کلاسیک، جز و راک یک موسیقی پاپ و یک موسیقی سنتی هم داریم که میانه این دو چیزی وجود ندارد، اما ما یک نوع موسیقی به نام موسیقی تیتراژ فیلم‌های سینمایی و تلویزیونی هم داریم.

به هیچ‌وجه موسیقی پاپ را وارد موسیقی خودم نکرده‌ام و آنچه شما می‌شنوید موسیقی تیتراژ است. موسیقی تیتراژ یک نوع از موسیقی است که نه پاپ محسوب می شود و نه سنتی؛ و برای خود یک ژانر به حساب می آید

این موسیقی تیتراژ موسیقی پاپ نیست. البته ممکن است یک موسیقی تیتراژ در ژانر موسیقی پاپ هم اجرا شده باشد اما آثاری که من به عنوان تیتراژ اجرا کرده‌ام پاپ نیستند و به هیچ‌عنوان دوست ندارم موسیقی پاپ را وارد کارم کنم و تمامی آنچه که می‌شنوید تحریرهای موسیقی سنتی و لحن سنتی در آن وجود دارد.

اگرچه کارهای ملی و میهنی بسیاری دارم اما صرفا یک خواننده موسیقی حماسی نیستم. قطعا این قطعاتی را که در قالب موسیقی تیتراژ کار کرده‌ام هیچ گاه آن‌ها را برای یک آلبوم اجرا نمی‌کردم و چون برای سریال بوده آنها را خوانده‌ام؛ به غیر از تیتراژ سریال‌ها، سایر آثارم هیچ‌کدام رنگ و بوی پاپ را ندارند و تمام ۲۶ آلبوم من در ژانر موسیقی سنتی هستند.

علاقه‌ای به سیاست ندارم

آیا از نگاه شما موسیقی می‌تواند در بازتاب موضع‌گیری‌های سیاسی یا اجتماعی سهیم باشد؟

من همیشه برای مردم ایران خواندم و اگر از آثارم برای موضع‌گیری‌های سیاسی استفاده شده من هیچ نقشی در آن نداشته‌ام. شاید افرادی بودند که می‌خواستند این آثار من را سیاسی جلوه دهند و بدون اجازه من این کار صورت گرفته وگرنه علاقه‌ای ندارم که کار سیاسی انجام دهم. معتقدم هنر باید از سیاست جدا باشد. البته به هر چیزی می‌توان نگاه  سیاسی داشت.

یک جواهرفروش هم که کارش فروش جواهر است می‌تواند نگاه سیاسی به کارش داشته باشد و انگ سیاست را می‌توان به هر قشری چسباند. اما من هیچ‌گاه نخواسته‌ام آثارم رنگ و بوی سیاسی داشته باشد و موسیقی را به خاطر موسیقی کار می‌کنم. آن زمان که وارد موسیقی شدم نمی‌دانستم سیاست با چه «سین»ی نوشته می‌شود و معتقدم کسی کار سیاسی انجام می‌دهد که برای این کار تربیت شده باشد و همه اجدادش در این راه باشند.

من از ۷ سالگی که وارد موسیقی شدم تا همین امروز این کار را به خاطر خود موسیقی انجام دادم و هیچ تغییری در نگاهم ایجاد نشده اگرچه عده‌ای خواسته‌اند که آثارم را سیاسی جلوه دهند اما من ممانعت کردم و هیچ علاقه‌ای هم ندارم. من برای مردم و برای وطنم می‌خوانم و دیگر هیچ.

اگر از آثارم برای موضع‌گیری‌های سیاسی استفاده شده من هیچ نقشی در آن نداشته‌ام. شاید افرادی بودند که می‌خواستند این آثار من را سیاسی جلوه دهند و بدون اجازه من این کار صورت گرفته وگرنه علاقه‌ای ندارم که کار سیاسی انجام دهم

معتقدم وظیفه هر هنرمندی است که در شرایط سخت و بد به همنوع خود کمک کند ما هم با موسیقی سعی می‌کنیم در مسائل و مشکلات اجتماعی به مردم کمک کنیم و این را وظیفه خود می‌دانم که در شرایط سخت در کنار مردم باشم چراکه مردم به حمایت معنوی ما نیاز دارند و این کمترین کاری است که ما می‌توانیم برای مردم انجام دهیم.

برخی‌ می‌خواهند بعد از  ۱۰ جلسه میلیاردر شوند

طیف گسترده از جوانانی که به کار کردن در حوزه موسیقی علاقه دارند موافق آن هستند که تمام چارچوب‌های موجود شکسته شود و از قید ساختارها بیرون بزنند و هرگونه مقاومت در برابر این موضوع را نیز ترس از تغییر و تعصب تعبیر می‌کنند. به اعتقاد شما چگونه می‌توان با این نسل که از قضا روز به روز بیشتر از گذشته تنوع پیدا می‌کنند، گفتگو برقرار کرد؟ بخشی از این نسل حتی تن به آموزش نمی‌دهند و فقط به تجربه‌های خود تکیه دارند؟

من تا ۹ سال پیش موسیقی تدریس می‌کردم و شاگردان مختلفی هم سر کلاسم می آمدند که نداشتن صبر و تحمل در همه آن‌ها مشترک بود و ردیف‌ها را به پایان نرسانده می‌خواستند به سرعت خواننده شوند. در حالی‌که من در زمانی که شاگر استاد صدیق تعریف بودم به مدت ۸ سال فقط ردیف کار کردم و بعد از آن ۸ سال وارد عرصه کار حرفه‌ای شدم.

من از سال ۷۲ تا سال ۸۰ در محضر استاد صدیق تعریف تلمذ می‌کردم؛ درحالی‌که اکثر شاگردانم دوست داشتند بعد از ۵ جلسه خواننده شوند و بعد از ۱۰ جلسه میلیاردر باشند و از این کار پول دربیاورند. متاسفانه جوانان ما تحمل نداشته و از آنجا که موسیقی پاپ اندکی سهل‌الوصول‌تر از موسیقی سنتی است همه به آن گرایش دارند. شاید اگر موسیقی سنتی سهل‌الوصول‌تر بود همه به موسیقی سنتی گرایش پیدا می‌کردند.

درباره موسیقی تلفیقی نیز باید بگویم که تلفیق بسیار خوب است اما به شرطی که بدانیم چگونه تلفیق کنیم نه اینکه بدون علم، یک کاری را در کنار کار دیگری قرار دهیم و بگوییم تلفیق انجام دادیم. نوآوری داریم اما باید بدانیم چگونه این نوآوری را انجام دهیم.

برای نسل آینده موسیقی نگرانم

البته در میان نسل جوان که بسیار هم عجول هستند بازهم می‌بینیم عده‌ای طرفدار موسیقی سنتی هستند...

مردم به کارهای ملی و میهنی علاقه‌مند هستند و من ۱۲ کار میهنی خوانده‌ام. در میان بیش از ۲۰۰ اثری که تاکنون اجرا کرده‌ام این آثار بسیار موردتوجه مردم بوده است. مخاطب من از ۳ساله تا ۹۰ ساله هستند و این تلورانس سنی برایم بسیار باعث افتخار است.

اگر بخواهیم مردم همچنان طرفدار موسیقی سنتی باشند باید یک موسیقی درست را به مردم ارائه دهیم تا آن را پس نزده و به آن علاقه‌مند شوند و از آثاری استفاده کنیم که فاخر باشند. یک سری آثار در موسیقی سنتی هستند که هر کسی می‌خواهد موسیقی سنتی کار کند باید این تصنیف‌ها را یاد بگیرد. درست همانند ردیف که باید یاد بگیرند و این‌ها سرمایه‌های موسیقی ما هستند. اما متاسفانه جوانانی را در موسیقی سنتی داریم که حتی یکبار هم این آثار به گوششان نخورده است.

موسیقی سنتی جزئی  از میراث فرهنگی ماست

آیا شما نگران آینده موسیقی هستید یا فکر می‌کنید موسیقی راه خود را پیدا خواهد کرد؟

گاهی برای نسل آینده نگران موسیقی می‌شوم، ما به هر حال کارمان را انجام داده‌ایم اما برای دو سه نسل بعد از خودم نگرانم چراکه ورود و پیشرفت برای آن‌ها بسیار سخت شده است. زمانی که در سال ۱۳۷۲ ما آمدیم دو یا سه خواننده سنتی در نسل ما و یکی و دوتا خواننده پاپ بیشتر نبود. اما الان ۲۰۰ خواننده پاپ داریم که هرکدام مخاطب خود را دارند و ۲۰۰ خواننده سنتی داریم که مشغول به کار هستند،. این تعداد هنرمند، کار را برای جوانی که می‌خواهد تازه وارد این عرصه شده و به جامعه هنری معرفی شود سخت کرده است. اما مطمئن باشید موسیقی ما هیچ‌گاه از بین نمی‌رود چراکه از پیشینه فرهنگی عمیق برخوردار است.

موسیقی ما مانند تخت جمشید و سی و سه پل اصفهان است و جزئی از فرهنگ ما محسوب می‌شود که ریشه در فرهنگ و سنت ایران زمین دارد و از بین نمی‌رود. موسیقی مانند تخت جمشید، از آثار باستانی ما محسوب می‌شود

موسیقی ما مانند تخت جمشید و سی و سه پل اصفهان است و جزئی از فرهنگ ما محسوب می شود که ریشه در فرهنگ و سنت ایران زمین دارد و از بین نمی‌رود. موسیقی مانند تخت جمشید، از آثار باستانی ما محسوب می‌شود. موسیقی ما در واقع مانند فرش دستباف است که هر چه پا بخورد بیشتر نمایان می‌شود.

گفتگو: نجمه رحمتی

ادامه مطلب...

طراح و ایده پرداز «شب شنبه ها» از ادامه این پروژه موسیقایی در اوایل اردیبهشت ماه با حضور گروه ها و هنرمندان مطرح موسیقی کشورمان خبر داد.

رضا دادویی طراح و ایده پرداز پروژه «شب شنبه‌ها» در گفتگو با خبرنگار مهر گفت: توقف پروژه «شب شنبه ها» به هیچ عنوان به منزله تعطیلی این برنامه های موسیقایی نیست و ما قرار است بعد از برنامه ریزی هایی که در این مورد انجام دادیم حداقل دو پروژه را قبل از فرا رسیدن ماه مبارک رمضان اجرا کنیم که چند تالار از جمله حافظ و مجموعه تئاتر مستقل نیز پیشنهادهایی برای اجرای پروژه های «شب شنبه ها» ارائه داده اند که مشغول بررسی آنها هستیم و به محض قطعی شدن اسامی تالار یا تالارهای میزبان را اعلام می کنیم.

وی ادامه داد: ما ماه مبارک رمضان را در پیش داریم در نتیجه فرصت چندانی برای اجرای کامل برنامه ها در فاز جدید پروژه « شب شنبه ها» نداریم اما بنا داریم تا زمان فرا رسیدن ماه رمضان حداقل دو برنامه اجرا کنیم که در همین زمینه مذاکراتی نیز با تعدادی از هنرمندان صورت گرفته که اگر امکانات فراهم شد از نیمه اردیبهشت ماه فاز جدید پروژه را آغاز کنیم.

طراح و ایده پرداز پروژه «شب شنبه ها» در بخش پایانی صحبت های خود توضیح داد: خوشبختانه روند کار در پروژه «شب شنبه ها» طوری بوده که هم اکنون شاهد استقبال گروه ها و هنرمندان هستیم  که این موضوع نیز کار ما را در روند انتخاب گروه ها سخت تر و فشرده تر کرده است. البته ما در دور جدید این پروژه با هنرمندانی چون آریا عظیمی نژاد، مهیار علیزاده، فردین خلعتبری، بهرام دهقانیار، محمد صداقت و ژوبین عسگریه نیز وارد مذاکره شده ایم که بتوانند در قالب آثار تجربی کارهایی را در این پروژه اجرا کنند، اما با توجه به اینکه هنوز هیچ چیزی قطعی نیست ترجیح می دهم در آینده ای نزدیک نسبت به اطلاع رسانی آنها اقدام کنم.

پروژه «شب شنبه ها» فعالیت خود را با محوریت جستجو و گفتگو میان رشته های مختلف هنری از طریق اجرای کنسرت، تئاتر، ویدیوآرت، چیدمان آغاز کرد که آزمون و خطا، شکستن قالب های مرسوم و نوآوری، بداهه پردازی و هنر تجربی از دیگر رویکردهای این پروژه فرهنگی و هنری بود.

ادامه مطلب...

شرایط باغ مزارلطفی تاسف‌بار است/جای خالی آثار استاد بین هنردوستان

گرگان- همسر مرحوم استاد محمدرضا لطفی، با انتقاد از این که محیطی فرهنگی پیرامون باغ مزار محمدرضا لطفی ایجاد نشده، نسبت به منتشر نشدن آثار استاد گله کرد.

خبرگزاری مهر- گروه استان‌ها: ۱۲ اردیبهشت‌ماه سال ۹۳، تاریخی غم‌انگیز برای اهالی موسیقی و هنری ایران‌زمین بود، چراکه در این روز قلندر موسیقی ایران‌زمین، استاد محمدرضا لطفی رخت سفر بست و به دیار باقی شتافت و درنهایت پیکر این هنرمند در محله سرچشمه گرگان به خاک سپرده شد.

پس از فوت استاد لطفی مسئولان وعده دادند مزار استاد به مجموعه‌ای فرهنگی با کاربری آموزشی و همان رویکردی که استاد قبل از فوتش در ذهن داشت، تبدیل شود.

اما در آستانه سومین سال فوت استاد لطفی هستیم و وضعیت باغمزار این هنرمند شهیر همچنان نامعلوم است. حال که مدت اندکی به زمان برگزاری سومین سالگرد فوت استاد لطفی باقی‌مانده است عملیات دیوار سازی باغمزار وی توسط شهرداری گرگان آغازشده است.

به همین منظور به سراغ ربکا جلیلی همسر استاد لطفی رفتیم و درآستانه سومین سالگرد درگذشت این هنرمند بزرگ با همسر وی به گفتگو پرداختیم. مشروح گفتگوی ما را در ادامه می‌خوانید.

*استاد لطفی سال‌های قبل از فوتشان تصمیم به ساخت مکتب‌خانه میرزا عبدالله با رویکرد کارگاه آموزشی داشتند، هدف اصلی استاد لطفی از ساخت چنین مکتب‌خانه‌ای چه بود؟

استاد لطفی از زمان بازگشت به ایران در اواسط دهه هشتاد به دلیل درخواست بسیاری از مشتاقان، تمایل به فعالیت آموزشی و فرهنگی در زادگاهشان داشتند تا به این وسیله به رشد و پیشرفت هنر موسیقی در گرگان کمک کنند. ازآنجایی‌که دغدغه استاد لطفی همواره ایجاد جریان فرهنگی، حفظ و گسترش موسیقی دستگاهی بود؛ بر این باور بودند تنها با برگزاری کلاس‌های پیشرفته (مستر کلاس) به‌صورت مقطعی این اتفاق نمی‌افتد، بلکه وجود یک مرکز آموزشی- فرهنگی تحت نظارت خودشان و فعالیت مستمر آن، موجب پویایی فرهنگی خواهد شد.

درراه محقق شدن این خواسته چه مشکلاتی برای ایشان به وجود آمد؟ آیا همکاری‌های لازم برای محقق شدن این امر از سوی مسئولان انجام شد؟

در مصاحبه‌ای که استاد لطفی با روزنامه همشهری گرگان در بهمن‌ماه سال ٩٠ انجام دادند، که متن کامل آن در نامه شیدا شماره ١٣ هم چاپ‌شده، به‌صورت مشروح توضیح می‌دهند در این راه با چه مشکلاتی مواجه بوده‌اند.

از یک‌سو نهادهای فرهنگی همکاری‌های لازم را با ایشان نکردند، از سوی دیگر برخی مؤسسات فرهنگی به‌ظاهر مستقل و آموزشگاه‌های موسیقی موانعی ایجاد می‌کردند تا این اتفاق نیفتد. یکی از دلایل این امر نگاه صرفاً اقتصادی آن‌ها به مقوله فرهنگ و موسیقی بود. به همین دلیل از حضور هنرمندی در سطح استاد لطفی در گرگان نگران شده و به طرق مختلف سعی می‌کردند مانع حضور استاد لطفی شوند و یا کاری کنند که این حضور به‌اندازه لازم به چشم نیاید. به‌طور مثال درست در زمان برگزاری کنسرت و یا کارگاه آموزشی استاد لطفی در گرگان، به‌طور هم‌زمان برای سایر اساتید موسیقی، کنسرت یا کارگاه آموزشی برگزار می‌کردند و یا مثال‌های دیگر که مکرراً اتفاق افتاد. من در اینجا به همین بسنده کرده و به احترام نام کسی را عنوان نمی‌کنم.

درنهایت هم به دلیل نبود همکاری نهادهای فرهنگی و سایر موانع، تصمیم گرفتند به‌صورت مستقل اقدام کنند. به همین منظور سال ١٣٩١ دفتری در محله گرگان پارس اجاره کرده و قصد داشتند در ملک شخصی خود که از پدر به ارث برده بودند مرکز فرهنگی- آموزشی مستقلی برپا کنند. در شهریور ٩٢ هم که برای آخرین بار به گرگان آمدند، مجدداً با شورای شهر گرگان جلسه برگزار کردند. به من گفتند شورای شهر قول مساعدت برای تفکیک زمین به ایشان داده و قرارداد امضا کرده‌اند و قرار شد پس از تفکیک زمین، استاد لطفی در هزار متر آن با هزینه شخصی اقدام به ساخت این مجموعه کنند.

بعد از گذشت چند ماهی که پیگیر صدور سند تفکیکی برای زمین بودند متأسفانه این امر به دلایلی نامعلومی محقق نشد. سرانجام هم با درگذشت استاد در تاریخ ١٢ اردیبهشت ١٣٩٣ این مسئله به‌طورکلی منتفی شد چراکه این طرح قائم به حضور شخص استاد لطفی بود.

*شما در مصاحبه‌ای اعلام کردید آرزوی تأسیس خانه‌ای به نام خانه «لطفی» را در تهران با هزینه شخصی دارید. وضعیت این خانه به کجا رسید؟

همان‌طور که در آن مصاحبه عنوان کردم این آرزوی من هست و هرگاه شرایط اجازه بدهد این کار را انجام می‌دهم. شاعر گران‌قدر احمد شاملو در سال ١٣٧٩ درگذشتند، اما سال‌ها به طول انجامید تا خانه بامداد بتواند پذیرای علاقه‌مندان باشد. با توجه به چنین تجربه‌هایی، من نیز آگاهانه زمان مشخصی عنوان نکردم. ازآنجاکه انسان از فردای خود خبر ندارد، امیدوارم تا در قید حیات هستم امکان برپایی آن برایم فراهم شود.

برای انتشار آثار استاد لطفی تاکنون چه اقداماتی انجام داده‌اید؟

مطابق قانون، حق نشر آثار هنرمندان پس از درگذشت با وراث است. من یکی از وراث هستم. تا زمانی که تکلیف میراث و آثار استاد مشخص نشود (که همچنان مشخص نشده)، قانوناً مجاز به اقدامی در این زمینه نیستم.

*آیا از شرایط فعلی مزار استاد لطفی راضی هستید؟

در بهمن‌ماه ١٣٩٤ هنگامی‌که به دیدار مزار همسرم رفتم با منظره بسیار متأثرکننده‌ای روبرو شدم. «موقوفه تقی بقال» (نام ساختمان تجاری ساخته‌شده در ضلع شرقی باغ مزار) رو به اتمام بود، محوطه باغ مزار به حالت مخروبه درآمده و همه‌جا آشغال ریخته شده بود، حال من از این دیدن این منظره بسیار دگرگون شد.

فردای آن روز فیلم کوتاهی گرفته و برای مهندس سبطی، رئیس کمیته پیگیری باغ مزارو همچنین تعدادی از علاقه‌مندان فرهنگ و هنر در گرگان ارسال کردم. ناراحتی از بلاتکلیفی و وضعیت نابسامان باغ مزار، شاید هم ارسال این فیلم، موجب شد در اسفندماه ١٣٩٤ تعدادی از دوستداران فرهنگ و هنر گرگان، شهرداری را متقاعد به تخصیص امکانات برای سامان دادن موقت باغ مزار کرده و به همت ایشان محوطه از آن حالت رقت‌انگیز درآمد. پس از ٢٢ ماه بلاتکلیفی و عدم رسیدگی (از اردیبهشت ٩٣ تا اسفند ٩٤) محوطه سامانی یافت، خوشحالم؛ اما از اینکه محیطی فرهنگی پیرامون باغ مزار ایجاد نخواهد شد، متأسفم

*تا چه اندازه از وضعیت باغمزار اطلاع دارید؟

در تیرماه سال گذشته نخست خبری مبنی بر رد طرح باغ مزار منتشر شد. در آذرماه ٩٥ هم نامه‌ای از آقای صادقلو شهردار گرگان خطاب به آقای قدس مفیدی، رئیس شورای شهر گرگان در فضای مجازی منتشر شد که در آن اعلام کردند تصمیم گرفته‌شده «شهرداری پس از انجام تشریفات قانونی نسبت به احداث پارک محله‌ای در عرصه موجود اقدام کند ضمناً ایجاد این پارک با وسعت قابل‌توجه پاسخ گوی نیاز آن محله بوده و ضرورتی به توسعه ندارد».

هنگامی‌که مجدداً از آقای مهندس سبطی سؤال کردم که چرا در جریان برگزاری جلسات و تصمیم‌گیری قرار نگرفته‌ام، ایشان پاسخی ندادند. شاید دیگر سمت ریاست کمیته پیگیری باغ مزار را ندارند یا این کمیته از طرف شورای شهر دیگر وجود ندارد. بنابراین در پاسخ شما می‌گویم از اینکه بالاخره پس از ٢٢ ماه بلاتکلیفی و عدم رسیدگی (از اردیبهشت ٩٣ تا اسفند ٩٤) محوطه سامانی یافت، خوشحالم؛ اما از اینکه محیطی فرهنگی پیرامون باغ مزار ایجاد نخواهد شد، متأسفم.

* شما به‌عنوان همسر استاد لطفی از مسئولان چه انتظاراتی دارید؟ آیا این انتظارات محقق شده است؟

بعدازاینکه این محل برای خاک‌سپاری استاد انتخاب شد، انتظار من و همه علاقه‌مندان استاد لطفی، همیشه این بوده که فضایی شایسته ایجاد شود. البته انتظار شخصی من این بود که حداقل در جریان امور مربوط به باغ مزار قرارگرفته و امکان ابراز نظر داشته باشم، اما علی‌رغم تقاضای من برای در جریان قرار گرفتن امور مربوط به باغ مزار، تنها از طریق رسانه‌ها در جریان برگزاری جلسات و یا اتفاقات رخ‌داده برای باغمزار ازجمله کشت بادمجان و ... قرار گرفتم.

این امر بدیهی، به دلایلی که برای من غیرقابل‌قبول است محقق نشد. من مانند هر علاقه‌مند دیگر از طریق رسانه‌ها در جریان قرارگرفته‌ام. گویی پیکری که در مقابل چشمانم به خاک سپرده شد متعلق به فردی نبوده که من بهترین سال‌های عمرم را، از آغاز زندگی مشترک تا زمانی که مرگ ما را از هم جدا کرد، در کنار او سپری کردم. در نامه شهردار گرگان عنوان‌شده که بارها با بستگان و خانواده استاد لطفی جلساتی برگزارشده است. من هرگز نماینده‌ای از جانب خود در رابطه با باغ مزار معرفی نکردم، هیچ‌گاه به جلسه‌ای دعوت نشده و ناخواسته حذف‌شده‌ام. بنابراین هر جا در مراسلات و گزارش‌های مربوط به باغ مزار صحبت از خانواده استاد لطفی می‌شود، مقصود «خانواده استاد لطفی منهای همسر ایشان» است.

شما در مقابل این رفتارها چه برخوردی نشان دادید؟

در سال گذشته من به نشانه اعتراض به همین مسئله در هیچ‌یک از مراسمی که برای استاد لطفی برگزار شد شرکت نکردم. در آستانه سومین سال درگذشت همسرم هم اعلام می‌کنم مادامی‌که اجازه همفکری و مشارکت در تصمیم‌گیری از من دریغ می‌شود، در هیچ مراسم رسمی شرکت نمی‌کنم.

این برخورد بیانگر رعایت نکردن حقوق و شأن زن و بی‌بها جلوه دادن جایگاه همسر است. من این حذف عامدانه را بی‌احترامی به خود، هم در مقام یک زن و هم در مقام همسر یک هنرمند تلقی می‌کنم و اعتقاددارم این کار مصداق بی‌احترامی به خود هنرمند است. بنابراین نیازی نمی‌بینم تا با حضور خود به‌صورت فرمالیته در مراسم، مهر تأیید بر این برخورد غیرفرهنگی و نادرست بزنم. هیچ‌گونه مسئولیتی هم در مورد تصمیماتی که بدون اطلاع این‌جانب اتخاذ می‌شود متقبل نمی‌شوم. امیدوارم مسئولین محترم و افرادی که جریان امور را به دست گرفته‌اند در خصوص باغ مزار آنچه صلاح است را انجام دهند. انشا الله خیر است. مسلماً هر اتفاق مثبتی که در رابطه با باغ مزار بیفتد موجب آرامش روح استاد لطفی و خشنودی علاقه‌مندان ایشان بوده و شادی قلبی مرا هم به همراه دارد.

ادامه مطلب...

درباره ی موسیقی هنری ایران

logo persian004 موسیقی هنری ایران، نخستین روزنامه الکترونیکی روزانه موسیقی ایران

همکاری: پیام به این شماره تلگرام
09226521131